X
تبلیغات
نماشا
رایتل
سه‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1390

نام فیلم:       Blooded

بازیگران: نیک اشتون – نیل مک درموت

نویسنده: جیمز والکر؛ کارگردان: ادوارد بوآس

 80 دقیقه؛ محصول کشور انگلستان؛ ژانر هارور-تریلر؛  محصول سال:2011


خلاصه داستان: عده ای شکارچی، به همراه نامزدهایشان، به دشتی می روند تا شکار کنند و این در حالی ست که حامیان حیوانات، اعتراضات گسترده ای بر ضد شکار حیوانات، به راه انداخته اند. شکارچیان صبح که از خواب بلند می شوند تا سفر خود را آغاز کنند، خود را لخت و تنها در میان دشت می یابند در حالیکه عده ای با تفنگ هایی دوربین دار، به سمتشان شلیک می کنند ...

 

یادداشت: خلاصه ی داستانی که من تعریف کردم، خیلی هیجان انگیز است! چون نگفته ام اینهایی که دنبال شکارچی ها راه افتاده اند و قصد جانشان را کرده اند، چه کسانی هستند. شاید بشود حدس زد ولی بهرحال سوالی ایجاد می کند؛ کاری که نویسنده و کارگردان این فیلم انجام نمی دهند و نتیجه اش فیلمی ست که همه چیزش از همان اول معلوم است. نویسنده و کارگردان چنان در اطلاعات دهی به بیننده ها، ثابت قدم و مصر بوده اند که با نوشته هایی روی تصاویر مستند ابتدایی فیلم، همه چیز را توضیح می دهند تا ما در چند و چون کار قرار بگیریم و چنان افراط می کنند که دیگر چیزی باقی نمی ماند تا تماشاگر از آن رمزگشایی کند. این قضیه به کنار، مشکل بزرگ دیگری هم هست که بدجوری باعث شده فیلم به دره فرو بیفتد و آنهم داستان یک خطی ـ فکر نمی کنم فیلم نامه ی این فیلم بیشتر از بیست یا سی صفحه شده باشد – و شخصیت هایی ضعیف و ناآشنا برای ما هستند. آدم هایی که هیچ گونه همدردی برنمی انگیزند و در نتیجه وقتی در آن اوضاع وخیم قرار می گیرند، هیچگونه ترحمی به دل نمی آورند. فیلم نامه نویس به جای پرداخت آدم هایشان، بیشتر سعی کرده لحظات ترسناک و مثلا هیجان انگیز فیلم را ترسیم کند که البته آنهم خیلی تصنعی و به قول معروف آبکی از آب در آمده. وقتی شکارچیان لخت و عور، در دشتی بی انتها، از خواب بیدار می شوند و نمی دانند چه بر سرشان آمده، هم یاد فیلم ( خماری ) افتادم و هم ( اره ) ها. که البته با توجه به اوضاع خطیر این شکارچیان و موقعیت بازی گونه ای که برایشان تدارک دیده شده، بیشتر به ( اره ) ها پهلو می زند تا ( خماری ). اما خب، آن فیلم ها کجا و این کجا. نمی دانم این چه گروه حمایت از حیواناتی ست که به این شکل ترسناک، برای تنبیه آدم ها، آن ها را شکنجه می دهد. اگر این یک داستان صرف بود، می شد بشود ایراد اساسی داستان اما خب چون ماجرا ظاهرا واقعی ست و حتی روی واقعی بودن مکان های فیلمبرداری هم تاکید می شود، زیاد نمی توانیم گیر بدهیم که چطور اینها که اینقدر طرفدار حیوانات هستند، می توانند چنین بلاهایی سر آدم ها بیاورند و در حد مرگ شکنجه شان بدهند. بهرحال در تاریخ سینما، فیلم های زیادی بوده که جای شکار و شکارچی عوض شده و در این تعویض، به نکته ای حیاتی، مضمونی عمیق و حرفی اصولی رسیده ایم اما در اینجا، به چیز خاصی دست پیدا نمی کنیم.


ارزشگذاری فیلم: 

لینک فیلم در IMDB