X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه 17 تیر‌ماه سال 1390

دونده ماراتن (1976)

نویسنده(رمان و فیلمنامه): ویلیام گلدمن؛ کارگردان: جان شلزینگر

125 دقیقه؛نامزد اسکار بهترین بازیگر مکمل مرد(لارنس الیویه)

بیب(داستین هافمن) دانشجوی تاریخ و دونده استقامتیست که به تنهایی زندگی می کند؛به گمان بیب،برادرش داک در حرفه تجارت نفت است اما با آمدن داک پیش برادرش ،پای او را به ماجرایی خطرناک باز می کند..

از سالها پیش و حتی زمانی که امثال هافمن و پاچینو را نمی شناختم با دیدن صحنه هایی از این فیلم از تلویزیون عاشقش شده بودم؛حالا و پس از تماشای دوباره آن،فیلم به نظرم در جزئیات کمی لنگ می زند.فیلم را می توان به دو بخش تقسیم کرد قبل از مرگ داک و بعد از آن؛در واقع تمام دقایق قبل از مرگ داک را می توان مقدمه ای طولانی برای شخصیت پردازی و زمینه چینی برای داستان اصلی تقابل بیب و زل(لارنس الیویه) دانست.مقدمه ای که خیلی طولانی می شود و جزئیاتی به همراه دارد که گاهی زیادی به نظر می رسند(مانند جر و بحث و فحش کاری طولانی برادر زل و آن راننده خشمگین) و گاهی هم سهل انگارانه اند(مانند بمب گذاری برای داک که برای کشتن یک نفر دور از ذهن است و راههای راحت تری از بمب گذاری یا خفه کردن به آن روش وجود داشت)

اما پس از مرگ داک همه چیز عوض می شود،چیزی به هدر نمی رود و اضافی به نظر نمی رسد.جزئیات دارای کارکرد می شوند و فرصت مناسبی برای تقابل دو بازیگر بزرگ فراهم می آید.از همان جایی که بیب اولین بار تحت بازجویی قرار می گیرد بارها حس می کنیم همچون موجودی ضعیف برای رهایی دست و پا می زند؛صحنه ای که در حمام قصد نجات از دست مهاجمان هنوز ندیده دارد،صحنه هایی که بر روی صندلی دکتر کله اش را به این سو و آن سو پرت می کند و همه اینها باعث می شود تعقیب و گریز او و افراد زل به شدت نفس گیر و موثر از کار در آید و تماشاگر و بیب قدر فرصت به دست آمده برای انتقام را خوب بدانند..

- حواشی سبک بازی داستین هافمن در این فیلم از نکات جالب بازیگری در تاریخ سینماست.هافمن برای اجرای صحنه هایی که شب زیر شکنجه بوده و نخوابیده گاهی دو شب نمی خوابید تا جایی که الیویه به هافمن می گوید سبک بازی اش را تغییر دهد.هر چند این موضوع توسط هافمن بارها رد شده و موضوع گفتگوی بین آنها را درباره مسائل دیگری بیان کرده.اما مشخصاً برای صحنه هایی که بیب باید پس از دویدن به نفس زدن می افتاده و گاه تکرار هم می شدند او هر بار نزدیک به یک کیلومتر می دویده تا همه چیز کاملاً طبیعی باشد.

این سکانس از آن سکانسهای محبوبم است که از تماشای جزئیات و شنیدن دیالوگها و دیدن بازیهایش سیر نمی شوم،حیف که کمی خشونتش زیاد و اذیت کننده است.البته در ابتدا صحنه های شکنجه بیب بیشتر هم بوده که با بد شدن حال مخاطبان آزمایشی،مقداری کاهش پیدا می کند.تکرار جمله ی جاش امنه؟ (is it safe?) از دهان الیویه آن هم با آرامشی که در شستن دستهایش دارد و حالت عصبی و وحشتزده هافمن که پایش را تکان می دهد و.. خلاصه این سکانس به تنهایی ارزش یک فیلم را دارد.

 

- زل : جاش امنه؟ .. جاش امنه ؟

- بیب : دارین با من صحبت می کنین؟

- جاش امنه ؟

- جای چی امنه؟

- جاش امنه؟

- نمی دونم منظورتون چیه.نمی تونم بگم جای چیزی امنه یا نه در حالی که نمی دونم راجع به چی حرف می زنید.

- جاش امنه ؟

- بهم بگین "ش" به چی اشاره داره

- جاش امنه ؟

- بله،جاش امنه.جاش خیلی امنه.اونقدر جاش امنه که نمیتونید فکرش رو بکنید.

- جاش امنه ؟

- نه جاش امن نیست.خیلی خطرناکه،مراقب باشید ..


ارزشگذاری فیلم:

لینک فیلم در IMDB