X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
شنبه 4 تیر‌ماه سال 1390

لبخندهای یک شب تابستانی (1955)

نویسنده و کارگردان: اینگمار برگمن

فردریک ایگرمن،وکیل دعاوی، به همراه همسر جوانش(که پس از دو سال زندگی هنوز به او دست نزده) و پسر بزرگش که حاصل ازدواج قبلی اوست زندگی می کند.او و همسرش به تماشای تئاتری می روند که بازیگر آن،معشوقه سابق فردریک است..

در بین آثاری که تابه حال از برگمن دیده ام این فیلم از بقیه داستانی تر و در واقع مضمونش رو تر بود.البته اینجا مضامین آشنای سینمای برگمن رو می بینیم مانند جوانی که بین کشیش شدن و عشقهای زمینی سرگردان و مردد است اما وجه داستانی و حتی شاید بتوان گفت عامه پسند این فیلم با باقی کارهای برگمن قابل مقایسه نیست.جالب اینکه وقتی این مرد جوان در مقابل مشاهده خیانتها و گناهان اطرافش تصمیم به خودکشی می گیرد در صحنه ای طنزآمیز،به هنگام پاره شدن طناب به طور اتفاقی کلیدی پنهانی را فشار می دهد و تختخواب نامادری دوشیزه اش وارد اتاق او می شود..

 

- فراموش نکن مادام،عشق یک تردستی ابدی با سه گوی است؛آنها قلب،کلمات و رختخواب هستند..

ارزشگذاری فیلم:

لینک فیلم در IMDB