X
تبلیغات
رایتل
شنبه 27 آذر‌ماه سال 1389

مرد سوم (1949)

نویسنده : گراهام گرین ؛ کارگردان: کارول رید

هولی مارتین برای دیدار دوستش هری لایم(اورسن ولز) به وین می آید اما متوجه می شود همان روز هری طی یک تصادف رانندگی کشته شده است؛هولی مارتین به این حادثه رانندگی مشکوک می شود ..

من شخصاً علاقه چندانی به دسته بندی فیلمها و قرار دادن آنها در یک ژانر مشخص ندارم و فیلم مرد سوم را هم نوار نمی  دانم اما جالب اینجاست که این چندوقت هر فیلمی با حضور اورسن ولز را می بینم فضای حاکم بر فیلم بی اعتمادی و شک است.اینجا هم مخاطب که از آغاز تا انتها همراه هولی مارتین است به هیچکس نمی تواند اعتماد کند؛نه به پلیس می توان اعتماد کرد نه به دوستان هری لایم و معشوقه اش. در ادامه هم با پیدا شدن سر و کله هری لایم نه به آن دوست قدیمی می توان اعتماد کرد و نه به مراسم تدفینش.

تمام داستان فیلم در شهر وین اتفاق می افتد و در ابتدا هم صحبتهایی در قالب نریشن راجع به این شهر می شنویم،اینها همه اشاره به حضور مهم این شهر یا همان مکان وقوع اتفاقات در فیلم دارد و این فیلم می تواند مثال بسیار خوبی در باب اهمیت و کاربرد جغرافیا و مکان در سینما باشد.(چند وقت پیش مجله وزین 24 ، پرونده ای در خصوص سینمای شهری و حضور شهر در سینما داشت که فکر می کنم جای مطلبی از این فیلم در آن پرونده خالی بود)

اگر دوباره فیلم را با توجه بیشتر به مسئله بالا مرور کنیم به موارد در خور توجه زیادی بر می خوریم؛دو مورد که از بقیه به نظرم پررنگتر می آیند یکی مربوط به سکانس ملاقات هری لایم و هولی مارتین در چرخ و فلک است.این اولین باری است که مخاطب و هولی مارتین می خواهند با واقعیت روبرو شوند،تا اینجا شهری که قصه در آن می گذشت این اجازه را به آنها نمی داده اما وقتی مخاطب به همراه هری و هولی سوار بر چرخ و فلک دقایقی از شهر کنده می شوند می توانند در حرفهای هری لایم،صورت زشت واقعیت را ببینند و البته از آن بالا هری مردم را به شکل نقطه هایی به ما نشان می دهد که کم شدن چندتایشان به نظر او نمی تواند چندان مهم باشد.مورد بعدی درست در نقطه مقابل مکان قبلی بود که به آن اشاره کردیم؛این بار از فراز شهر وین و آسمان روشنش به تونلهای تودرتوی فاضلاب آن می رویم، جایی که سرانجام بلندپروازیهای هری لایم است..

- اورسن ولز بعدها در سریالی رادیویی حضور پیدا کرد با عنوان زندگی هری لایم،داستانهای این مجموعه به زندگی گذشته هری لایم می پرداخت.

- ماجرای کارول رید و آنتون کاروس (آهنگساز این فیلم) هم جالب است،کارول رید ابتدا کوردا در یکی از بارهای وین در حال نوازندگی می بیند سپس می خواهد با ضبط فطعاتی از اجرای او از آنها در موسیقی فیلم استفاده کند اما در پایان تصمیم می گیرد تمام موسیقی فیلم را به نوای ساز این نوازنده اختصاص دهد.(سازی شبیه به قانون یا سنتور) آنتون کوردا با همین موسیقی فیلم معروف می شود و یک باشگاه شبانه در وین راه می اندازد به نام مرد سوم و تا روزهای آخر عمرش در آن به نوازندگی مشغول می شود.البته به نظر من بزرگترین ضعف و ایراد فیلم همین موسیقی آن است.

ارزشگذاری فیلم:

لینک فیلم در IMDB