X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
یکشنبه 14 آذر‌ماه سال 1389

بانویی از شانگهای (1947)

نویسنده و کارگردان: اورسن ولز

مایکل اوهارا(اورسن ولز) دریانورد جوانیست که شیفته ی زنی جذاب و افسونگر به نام السا بنیستر(ریتا هیورث) می شود. السا و همسرش آرتور بنیستر که وکیل مشهور و بدنامیست مایکل را برای یک سفر دریایی استخدام می کنند ..

اورسن ولز با جاه طلبی مخصوصش همه چیز را در دست دارد،حتی روایتگر فیلم هم مایکل اوهاراست و فیلم با نریشن او شروع می شود ادامه پیدا می کند و خاتمه می پذیرد. انصافاً هم که صدایش آهنگ خاصی دارد و این صدا (فارغ از بحث ترجمه)از دلایلیست که باعث می شود به دوبله با دیده منفی نگاه کرد.

خیلی ها فیلم را در ژانر نوار دانسته اند اما به نظر من آن تلخی و سیاهی ژانر نوار را اینجا نمی توان مشاهده کرد یکی از دلایلش هم سفر دریایی و فضای آزاد است که اصلاً به گروه خونی نوار نمی خورد و عاقبت به خیری شخصیت اول فیلم فیلم که خوب از ابتدا هم مشخص است که از مهلکه جان سالم به در برده و دارد داستان را برایمان روایت می کند.اما مولفه های توطئه و بی اعتمادی و به نظر من از همه مهمتر بانوی بلوند و افسونگر را به خوبی می توان مشاهده کرد.

چند صحنه فوق العاده در فیلم می توان مشاهده کرد که خبر از حضور همان اورسن ولز همشهری کین می دهند و البته در نوار دانستن فیلم هم بی تاثیر نیستند.منظورم صحنه هاییست که از سایه به زیبایی تمام استفاده شده و تعدادشان هم کم نیست.نمونه با تاکیدش در ابتدای صحنه دادگاه و در اواخر فیلم جایی که مایکل به هوش می آید و سرگردان در میان سایه ها سعی در بازگشایی توطئه دارد را می توان دید اما سکانس درخشان و شاهکار فیلم جاییست که مایکل و السا در محوطه آکواریوم همدیگر را می بینند.ماهی ها و لاک پشت هایی که در پشت سر مایکل و السا حضور دارند تاثیر عجیب و خاصی در فضای توطئه و بی اعتمادی می گذارند یا جایی که زشت ترین و عجیب ترین ماهی را در اندازه ای بزرگ(البته باز هم در عمق تصویر)می توان مشاهده کرد جاییست که السا از گریزبی(شخصیتی که از آرتور بنیستر هم در فیلم منفور تر به نظر می رسد) صحبت می کند و از همه مهمتر سایه های زیبایی که به وسیله ضد نور قرار دادن چهره ها به دست می آیند.

سکانس پایانی آینه ها را فراموش نکرده ام اما باز هم من سکانس آکواریوم را از آن برتر می دانم.

ارزشگذاری فیلم:

لینک فیلم در IMDB