X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1389

آمادئوس(1984)

کارگردان : میلوش فورمن

سالیری آهنگساز سالخورده ایست که ادعا دارد باعث مرگ موزارت شده..

چند وقت بود از دیدن یک فیلم این همه به وجد نیامده بودم ،فیلم روایت کلاسیک و ساده ایست از مقطع پایانی زندگی ولفگانک آمادئوس موزارت که در دربار پادشاه اتریش می گذرد و موزارت در آنجا مورد حسادت سالیری(آهنگساز دربار) قرار می گیرد.

معامله با خدا : سالیری که برای کشیش ماجرا را روایت می کند از عشقش در کودکی به موسیقی می گوید و اینکه پدرش مخالف او بوده.پس سالیری کودک و معصوم از خدا می خواهد او را یک نوازنده و آهنگساز بزرگ و معروف کند و در عوض او تا پایان عمر پرهیزگار و باتقوا خواهد بود.اولین حادثه پس از این دعا، خفه شدن اتفاقی پدر سالیری و باز شدن راه او برای یادگیری موسیقی است. سالیری در ادامه به آرزویش می رسد و به عهدش نیز وفادار است تا اینکه سروکله موزارت پیدا می شود نابغه ای که باعث حسادت سالیری می شود.روایتی که از زبان سالیری فرتوت در باب معامله با خدا ، عشق به موسیقی ، نبوغ آسمانی موزارت در موسیقی و مشاهده آن در کنار رفتار احمقانه و انزجار آورش می شنویم  بسیار ظریف و زیباست.اوج حسادت او را در جایی درک می کنیم که می گوید انگار خدا به اندازه ای به او درک و استعداد داده بوده تا اوج هنر و زیبایی را در روح آثار موزارت حس کند،فردی که در نظر سالیری پست ترین عشق بازی ممکن بر روی زمین را انجام می داده .دیالوگ های آهنگساز پیر بسیار زیبا و شنیدنیست و زیبایی بیشتر کار در اینجاست که این دیالوگ ها که با ظرافت بسیار نوشته شده اند به خوبی در قالب شخصیت و جایگاه او قرار می گیرند؛ آهنگساز و هنرمندی که  سالها در دربار زندگی می کرده باید هم این گونه زیبا و تاثیرگذار حرف بزند( بر خلاف نمونه های وطنی که در فیلمهایشان گاه شاعر و قصاب و دیوانه و کارمند و راننده تاکسی ، همه سخن پرداز و نکته سنج اند) فرض کنید فیلم را به صورت روایت ساده تر و بدون فلش بک و حضور سالیری پیر در مقام راوی می دیدیم،چقدر از زیبایی و تاثیر گذاری فیلم کاسته می شد؟

مدت زمان قابل توجهی از فیلم اختصاص دارد به اپراهایی که در آن موزارت آهنگساز و رهبر موسیقی بوده و هر کدام از این اجراها فضای بصری و دیداری خاصی را به فیلم تزریق می کنند.( در بینشان آثار تراژدی و اجتماعی- سیاسی داریم تا کارهایی مختص کودکان و عامه پسندتر) یعنی هر اپرا در کنار اینکه گوشه ای از هنر موزارت را بیان می کند و مخاطبی را که ممکن است با اینگونه آثار کلاسیک آشنایی نداشته باشد به فیض می رساند، حال و هوای فیلم را هم عوض می کند و این باعث می شود مدت زمان نسبتا طولانی فیلم اصلا قابل حس نباشد.


بازی دو شخصیت اصلی فیلم واقعا تحسین برانگیز است.در چهره و رفتارسالیری حسادت ، کینه ورزی و تفکر به خوبی قابل مشاهده است و موزارت هم با آن خنده ها و لبخند احمقانه اش ترسیم زیباییست از یک هنرمند بی قیدوبند و  خلاص ..

جالب اینکه در مراسم اسکار هر دوی آنها در بخش بهترین بازیگر نقش اول مرد نامزد دریافت جایزه بودند که ایفاگر نقش سالیری موفق به دریافت جایزه شد.

میلوش فورمن عزیز  78 سال دارد و اینطور که پیداست در تدارک ساخت بیستمین فیلمش با نام روح مونیخ است.

ازشگذاری فیلم :

لینک فیلم در IMDB