X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
شنبه 16 مرداد‌ماه سال 1389

باریا (2009)

کارگردان : جوزپه تورناتوره

محصول مشترک فرانسه و ایتالیا

تماشای فیلم‌های تورناتوره همیشه لذت بخش است، خیلی خوب بلد است قصه بگوید و به شکل هنرمندانه‌ای قادر است در تماشاگر حس همذات‌پنداری با شخصیت‌های داستانش را ایجاد کند. این بار هم مهارتش را در داستان‌پردازی به رخ می‌کشد،‌ اما "باریا" کمی با دیگر آثار تورناتوره زاویه دارد.

پیش از این 4 فیلم از تورناتوره دیده بودم؛ سینما پارادیزو، تشریفات ساده، افسانه‌ی 1900 و مالنا.

در این بین تشریفات ساده با سه فیلم دیگر تفاوت‌هایی داشت،‌ اما می‌توان مؤلفه‌های سینمای تورناتوره را در آن سه فیلم دیگر به‌خوبی رصد کرد. فیلم‌هایی مبتنی بر سنت‌های سینمای کلاسیک هالیوود با پایانی معلوم و روایتی که تنها عامل شکل‌دهنده‌ی پیرنگ بود.

در سکانس افتتاحیه‌ی فیلم پسرکی به سرعت می‌دود تا برای یکی از قماربازان سیگار بخرد، پسرک آنقدر سریع می‌دود که پرواز می‌‌‌کند،‌ شهر را از بالا تماشا می‌کند و ناگهان کات! پرتاب می‌شویم به ساختمان مدرسه‌ای که انگار در وسط بیابان است، ناظم آخرین کودکی که در حیاط مانده را صدا می‌کند، تورناتوره دوباره با همان سبک آشنایش قصه‌گویی را شروع می‌کند، اما آن سکانس ابهام‌آلود افتتاحیه می‌گوید چیز جدیدی در راه است!

"باریا" روایتگر بخش مهمی از تاریخ معاصر ایتالیاست که در شهر کوچکی به همین نام اتفاق می‌افتد. روایت هجوآمیز تورناتوره از تاریخ و ارجاع‌های پرتعداد فیلم، به فیلم‌های پست مدرنیست‌هایی مثل وودی آلن و جارموش طعنه می‌زند. مهم‌ترین‌شان شاید فضا و لوکیشن فیلم باشد. فکر می‌کنم ارجاعی‌است آگاهانه به "مالنا" .

چیز دیگری که در این فیلم تورناتره تازگی دارد(نسبت به آثار قبلی‌اش)، استفاده از بازی‌های زمانی-مکانی است که به نوعی ابهام در فیلم می‌انجامد (شگردی که در دوران مدرنیستی سینمای اروپا رواج داشت)، شاید بشود این را هم نوعی ارجاع به دوران مدرنیستی سینما دانست (باز هم به سبک پست مدرنیست‌ها)

با وجود همه‌ی این گرایشات پست‌مدرنیستی، هم‌چنان پررنگ‌ترین وجه فیلم تورناتوره روایت است. انگار دل کندن از سینمای قصه‌گو برایش سخت است!

ارزشگذاری: