X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
شنبه 9 مرداد‌ماه سال 1389

چه کسی از ویرجینیا ولف می ترسد؟ 

کارگردان : مایک نیکولز 

فیلمنامه : ارنست لمن ؛ بر اساس نمایشنامه ای از : ادوارد آلبی  

محصول 1966 ، 131 دقیقه ، سیاه و سفید

مارتا(الیزابت تیلر) و جرج (ریچارد برتن) زوج میانسالی هستند که  زوج جوانی را  نیمه شب به خانه شان دعوت می کنند.این فرصتیست دوباره تا عقده های چندین ساله آنها  نمایان شود .. 

فیلم بر اساس تئاتر موفقی به همین نام ساخته شد و با هنرنمایی دو غول بازیگری آن سالها بر روی پرده رفت.فیلمنامه ای که قرار بود اقتباس شود به ارنست لمن سپرده شده بود.کسی که سال قبل از آن، فیلمنامه The Sounds of Music یا همان اشکها و لبخندها را نوشته بود که بسیار موفق بود. 

جریان فیلم در فضایی محدود و فقط با چهار شخصیت سپری می شود(به غیر از سکانسی که برای رقص به بار می روند و کاش چنین سکانسی در فیلم وجود نداشت) 

مارتا و جرج زوجی هستند که انگار زمانی به یکدیگر علاقه داشتند ولی حالا جنگی(و شاید بازی)تمام نشدنی  میان آن دو برقرار است.آنها سعی دارند تا در مقابل دیدگان حیرت زده مهمانانشان نقاب از چهره هم بردارند و گند و کثافت و یا حقارت هم را به آنها نشان دهند.در ابتدا،تماشای این بازی برای زوج جوان جالب و گاها خنده دار است ولی کم کم پای آن دو نیز به این بازی کشیده می شود. 

فیلم از دو منظر کلی برای من جالب و دیدنی بود یکی کارگردانی پویا و پرتنش در فضای محدود خانه و دیگری دوئل گفتاری زیبا و شاهکار میان شخصیتها.(این دو خصیصه برایم یادآور فیلم زیبای "بازرس" با بازی لارنس الیویه و مایکل کین هم هست) 

موضوعاتی که باعث پدید آمدن این دوئل های گفتاری می شوند بسیار جالب هستند مثلا اولین آنها مربوط به جایی است که در آغاز فیلم مارتا و جرج وارد خانه می شوند و مارتا با دیدن وضع به هم ریخته خانه می گوید "عین گنداب" و بعد بحثی میان آن دو شکل می گیرد که در کدام فیلم لعنتی کمپانی لعنتی برادران وارنر(که تهیه کننده این فیلم هم هستند!!) بتی دیویس این جمله را می گوید: عین گنداب (What a dump ) و همین بحث بی اهمیت مجال خوبیست برای آشنایی مقدماتی با شخصیت پیچیده این زوج عجیب.  

به نظر من یک ساعت ابتدای فیلم شاهکار است،همه چیز خوب پیش می رود و به اوج می رسد.ضربان فیلم تند و تندتر می شود و دوئل دیوانه وار اهانت ها و تحقیر کردن ها مخاطب را به شدت جذب و درگیر می کند تا اینکه با سکانس هواخوری دو نفره جرج و مرد جوان فیلم به یک آرامش نسبی می رسد و بار دیگر با ورود آنها به خانه کم کم بازی دوباره شروع می شود.اما از جایی به بعد این بحث ها و گفتگوهای پینگ پنگی کم کم تکراری و خسته کننده می شود.دیگر اهانت ها و تحقیر کردن ها تیزی شان را برای مخاطب از دست داده اند و بازی هایی که جرج سعی دارد دوباره به جریان بیندازد ملال آور می شوند. 

یکی از نکاتی که برای من جالب بود شخصیت پدر مارتا است.این شخصیت اصلا در فیلم حضور فیریکی ندارد اما بسیار تاثیرگذار و مهم است.من چنین نمونه ای در حافظه سینمایی ام به یاد ندارم که شخصیتی که فقط از او صحبت می شود این چنین قابل لمس و باور پذیر  باشد.

- زوج تیلر و برتن 11 بار در مقابل هم قرار گرفتند که این چهارمین فیلم مشترکشان بود. 

- فیلم 13 کاندید اسکار داشت که 5تای آنها موفق به دریافت اسکار شدند. 

- این نخستین فیلمیست که محدودیت سنی برای تماشاگران آن اعمال شد و افراد زیر 18 سال فقط با همراهی والدین اجازه تماشای آن را داشتند. 

فیلم در IMDB

ارزشگذاری فیلم :