X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
پنج‌شنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1389

هنرپیشه (1371)

کارگردان : محسن مخملباف

اکبر عبدی بازیگر معروف سینما دل خوشی از زندگی اش ندارد،از طرفی همسرش بچه دار نمیشود و دچار مشکلات روحی شده و از سوی دیگر به خاطر تامین هزینه های زندگی مجبور است در فیلمهای طنز سطح پایین بازی کند و آرزوی بازی در یک فیلم هنری برایش رویایی دست نیافتنی شده.. 

محسن مخملباف زمانی که هنوز به سکس و فلسفه فکر نکرده بود و فریاد مورچه ها به گوشش نرسیده بود فیلمهای متنوع و جالبی میساخت.فیلمهایی که هرکدام با سوژه ای جذاب و نگاهی خاص بدون اصرار بر قوائد مشخص روایت و ژانر ساخته میشدند:نوبت عاشقی،بایسیکل ران،دستفروش،سلام سینما و دو فیلم محبوب من سکوت و ناصرالدین شاه اکتور سینما.در این بین شاید هنرپیشه فیلم چندان برجسته ای نباشه اما موضوع جالبی رو انتخاب کرده و نکته جالب اینجاست که حالا پس از گذشت نزدیک به بیست سال همین موضوع در مورد خود اکبر عبدی به خوبی صدق میکنه.

اکبر عبدی و بسیاری از هنرپیشه های دیگر برای تامین هزینه ها مجبور هستند در هر فیلم نازل و بی ارزشی شرکت داشه باشند.البته بماند که استقبال مخاطبان و سطح سلیقه و فرهنگ مخاطب عام نقش زیادی در این بین داره اما بسیاری هستند که هنر دیگری غیر از لودگی در این گونه فیلمها ندارند و حساب آنها از امثال اکبر عبدی که توانایی اش برای کسی پوشیده نیست جداست..

ایراد اصلی مخملباف و فیلمنامه اش اینجاست که به جای کار بیشتر بر روی همین سوژه و بسط آن،زندگی خانوداگی عبدی موضوع اول رو کم کم در سایه خودش محو میکنه.

سکانس به یاد ماندنی فیلم برای من جاییه که در صحنه فیلمبرداری عبدی پستانک به دهان در نقش یک نوزاد در حال گریه کردنه و گریه اش پس از کات هم تموم نمیشه.اینجاست که دوستش بهش میگه بسه بابا،چقدر واسه این فیلمها مایه میذاری؟ عبدی جواب میده : دارم به حال خودم گریه میکنم..

حمیده خیر آبادی که در این فیلم نقش مادر عبدی رو داشت و در فیلم دهمین بچه رو هم زاییده بود روز گذشته فوت کرد.نکته جالب این بود که مادر سینمای ایران در این آخرین فیلمی که من قبل از مرگش دیدم در سن بالا باز هم مادر شده بود و وقتی عبدی و زنش برای دیدنش میرن خجالتش رو با طنز زیبایی نشون میده.روحش شاد..

ارزشگذاری :