X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 8 دی‌ماه سال 1388

سارا

نویسنده و کارگردان داریوش مهرجویی

محصول 1371

خلاصه فیلم به نقل از سایت سینماسوره

حسام برای درمان بیماری اش مجبور است به خارج از کشور سفر کند. سارا همسر او مخارج سفر او را تامین می کند، اما می گوید که این پول را از محل ارثیه پدرش به دست آورده است.حسام بهبودی می یابد سارا پنهان از چشم شوهرش با کار سخت و مداوم خیاطی سعی می کند بدهی های خود را پرداخت کند.گشتاسب مردی که به سارا کمک مالی کرده است متهم به جعل اسناد شده است و موقعیت شغلی او در بانک دچار مخاطره می شود و از سارا می خواهد از طریق اعمال نفوذ حسام که حالا رئیس بانک شده است در شغلش ابقاء شود.سارا خود نیز می داند که امضای پدرش در اسناد جعل شده چون خود او امضای پدرش را جعل کرده است. وقتی حسام پی به واقعیت امر می برد،در جریان یک نزاع لفظی می گوید که او را لایق زندگی و معاشرت با خود و فرزندانش نمی داند.سارا آزرده از بی رحمی شوهرش در قبال رنجی که خاطرش متحمل شده ناگزیر خانه او را ترک می کند.

- - -

راستش اصلا این فیلم بهم نچسبید شاید انتظار ما از امثال مهرجویی زیاده و با دیدن یک فیلم متوسط بدجوری تو ذوقمون میخوره.

یه نکته جالب خارج از بحث فیلم ،خلاصه داستانیه که بالا از سایت سوره که کلی هم ادعا داره که بانک اطلاعاتی جامعی در حد IMDB واسه ایران ساخته نقل کردم.به طوری که نویسنده این خلاصه فیلم احتمالا که نه، حتما 5دقیقه آخر فیلم رو خوابیده و متوجه نشده که گشتاسب با وساطت سیما( دوست سارا)میاد سفته ها و مدارکی که علیه حسام و سارا داره رو پس میده و حسام که از خوشحالی باورش نمیشه رفتارش عوض میشه و دستشو طرف سارا دراز میکنه ولی اینجا ساراست که به خاطر رفتاری که حسام با اون کرده دیگه حاضر نیست باهاش زندگی کنه و حالا از حسام اصرار از سارا انکار و خیلی عجیبه که در مطلب بالا اومده ساراناگزیر خانه او را ترک می کند.!!

زیاد درست نیست(یعنی سوادشو نداریم که) بیایم راجع به نکات تکنیکی کارگردانی مهرجویی و فیلمبرداری محمود کلاری حرف بزنیم اما چند بار زومهایی میبینیم که خیلی وقته تو سینما دمده شده و تو ذوق میزنه مثل صحنه ای که سارا وارد بانک میشه و دوربین یهو زوم میشه ورودی بانک. حالا این به کنار یه صحنه ای رو مهرجویی خواسته تاثیرگذار در بیاره که من اصلا باورم نمیشد اینقدر بچگانه و کلیشه ای باشه. جایی که شب تو خیابون سارا دنبال حسام راه افتاده داره واسه کارش توجیه میاره که اگه قرض نمیکردم تو میمردی ،اونوقت حسام فریاد میزنه " بهتر بود بمیرم" و فریادش با اکو در آسمان تاریک تهران و احتمالا ذهن سارا طنین انداز و تکرار میشه،باید ببینین.

حالا چه جوری این همه جایزه گرفته من نمیدونم،شاید فیلمنامش به خاطر اقتباس از یک نمایشنامه خارجی(اقتباس،کاری که نویسنده های ما زیادانجام نمیدن چون کارگردان مؤلف زیاد داریم!!)جایزه گرفته و از طرفی تهمینه میلانی اون موقع کار فیلمهای فمینیستی رو شروع نکرده بود..

ارزش گذاری فیلم :