X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
شنبه 5 دی‌ماه سال 1388

 پابرهنه در بهشت

نویسنده و کارگردان بهرام توکلی

فیلم داستان یک شخص روحانیست که به با میل خود وارد یک قرنطینه بیماران مبتلا به ایدز میشود.

همین یک خط ، سوژه بسیار غنی برای یک فیلم سینمایی میتونه باشه با رویکردهای مختلف و با اهداف مختلف ؛ میشه با این قهرمان روحانی کلی تبلیغ دین و قرآن و نماز و لباس روحانیت کرد و تاثیرش و روی بیماران احتمالا گناهکار دید.

میشه یه فیلم کاملا احساساتی و پر از اشک و همدردی و احساساتی بازی(تو مایه های میم مثل مادر)ساخت و درس اخلاق داد که با بیماران ایدزی مهربون باشیم.

و شاید هم یک کارگردان گمنام فیلم اولی در سینمای پرمشقت ایران بیاد و یک فیلم نزدیک به شاهکار بسازه که توش شخصیت روحانی رو با لباسش نمیبینیم و فقط جایی میفهمیم که لباس روحانیت داره که یا روی دوش یکی از بیماراست یا بیماری که خودسوزی کرده رو با اون خاموش میکنه(میتونه یه اشاره باشه که لباس روحانیت اگه روحانیش البته واقعا وصل به خدا باشه میتونه حداقل آدم رو تو این دنیا از آتش حفظ کنه..البته شاید).

بله از آقای روحانی میگفتیم که غیر از لباسش، ما نه اون رو در حال نماز یا قرآن خوندن میبینیم و نه اینکه دو کلمه عربی حداقل بگه تقبل ا..

یحیی( روحانی مذکور) شخصیت محوری فیلمه که قبلا دانشجوی رشته پزشکی بوده و راوی داستان هم هست و غیر از دو یا سه سکانس در باقی صحنه ها حضور داره(کاش حالا که تمام فیلم رو از دریچه ذهن و نگاه یحیی میبینیم یه فکری هم واسه اون دوسه تا سکانس شده بود تا منطق روایت بدون ایراد بود.)

 به هر حال با یک فیلم غافلگیر کننده از هر لحاظ روبروییم من که شخصا نیم ساعت اول مبهوت فرم بسیار قوی فیلم شده بودم فیلمبرداری، کارگردانی، نریشن عالی و به جا، استفاده نامحسوس از موسیقی که فضای کابوس و ترس از ناشناخته های فیلم رو به خوبی القا میکنه بازی بسیار عالی هومن سیدی در نقش یحیی که بازی با چهره اش به خاطر کم حرف بودن و کم تحرک بودنش خیلی خوب از کار در اومده.

اوایل فیلم با صدای روی تصویر یحیی با کارکنان قرنطینه آشنا میشیم که این بخش اجرای بسیار زیبا و خوبی داره.

دو بار از زاویه دید بیماران به سرم بالای سرشون نگاه میکنیم که با یک فیلمبرداری عالی انگار میخوان بگن خدا داره از رحمت و نعمتش به ما قطره قطره میده و به زودی همین قطره ها هم تموم میشه.

یک صحنه که یکی از بیمارا بحث خدا و دعا رو پیش میکشه از نمای بالا میبینیمش که میگه دیگه به خدا اعتقادی نداره و با حال خرابش به بالای سرش که ما داریم انگار از زاویه دید خدا میبینیمش نگاه میکنه ، واقعا ین نماها زیبا و تاثیرگذار از کار در اومدن.

البته یک نقش کلیدی دیگه هم داریم که دکتر قرنطینست و یه جورایی کار خدا رو واسه بیمارا میکنه گاهی صداش بالا سرشون پخش میشه ،راجع به اونا به راحتی قضاوت میکنه و همه رو گناهکار میدونه و ازشون میخواد زندگیشونو براش تعریف کنن از اونا فیلمبرداری میکنه در انتها هم هر کس که بیماریش شدید بشه به دستور اون به بخش دائم که بیمارا اسمشو بهشت گذاشتن منتقل میشه اما بعدا میفهمیم که خود دکتر هم آلوده شده که من با این جریان بیماری دکتر که بخش خیلی کوتاهیه اصلا حال نکردم.

از بخشهای زیبای فیلم دعا کردن یا شاید بهتر باشه بگیم درد دلهای یحیی با خداست که در جای جای فیلم شاهدیم :

خدایا لحظه ای به زندگی ما بر روی زمین نگاه کن،آیا آنچه تو میخواستی این بود؟ 

فیلم دارای دیالوگهای پرمحتواست که  اصلا شعاری و دهن پرکن به نظر نمیان و به زیبایی تو قالب سنجیده فیلمنامه جا گرفتن. 

فیلمبرداری حمیدخضوعی ابیانه هم که مثل همیشه عالیه مخصوصا با خیلی دور خیلی نزدیک و این فیلم نشون داد که از استادان مسلم فیلمبرداری تو ایرانه. 

من که شخصا شدیدا منتظر کار بعدی بهرام توکلی هستم..

ارزشگذاری فیلم: 

مصاحبه با بهرام توکلی