فیلمهایی که می بینیم..

یادداشتهای روزانه درباره فیلمهایی که می بینیم..

فیلمهایی که می بینیم..

یادداشتهای روزانه درباره فیلمهایی که می بینیم..

13

13 (2010)

نویسنده(مشترک) و کارگردان : جلا بابلوانی

جک جوان برقکاریست که به علت هزینه مداوای پدر،خانواده او شدیدا به پول احتیاج دارند؛جک تصادفاً یک روز که در خانه یکی از مشتریانش مشغول به کار است متوجه می شود که بوسیله یک نامه مشکوک،کار پردرآمدی به صاحبخانه پیشنهاد شده،صاحبخانه به علت تزریق مواد می میرد و جک با برداشتن نامه به سوی کاری خطرناک و نامعلوم پیش می رود..

نقائص فیلمنامه کم نیستند،پسر جوانی که دنشجوی سال آخر برق است ناگهان وارد کاری می شود که اصلاً ماهیتش معلوم نیست؛شخصیتی که میکی رورک بازی می کند به شدت اضافی است و انگار فقط برای جا دادن یک بازیگر مشهور به زور داخل فیلم چپانده شده است؛به طور خیلی عجیب در پایان فیلم پلیس حرف جک را قبول می کند و حتی زحمت آن را به یکی از مامورینش نمیدهد که با یک تعقیب ساده شاهد پست کردن پولها توسط جک باشد و .. اما در کنار اینها داستان آنقدر کشش و جذابیت داشت که تا پایان تعقیبش کرد،پایانی که به نسبت سایر قسمتهای فیلم،از کیفیت بالاتری برخوردار است..

ارزشگذاری فیلم:

لینک فیلم در IMDB


خارج از متن :

یک مدرس دانشگاه به نام حجت الاسلام محمودی در برنامه نشانی پخش شده از شبکه 4 ایراداتی در مورد سینما داشته اند که این نقل قول کوتاه از ایشان به عنوان اولین خارج از متن تقدیم می شود:

"البته بسیاری از سینماگران ایرانی حال و حوصله مطالعه ندارند، ضمن آنکه حوزه علمیه نیز چندان به مساله سینما نپرداخته است..  وجود 6 هزار حدیث درباره امام عصر (عج) می تواند یک منبع عظیم را در اختیار سینماگران ایرانی قرار دهد." (منبع)

The Banishment

تبعید (2007)

کارگردان : آندری زیاگینتسف

محصول روسیه،150 دقیقه

الکساندر و ورا به همراه دو فرزندشان به خانه ای واقع در حومه شهر می روند ورا که کمی پریشان به نظر می رسد به الکساندر می گوید حامله است اما بچه مال الکساندر نیست..

ساختار فیلم بی شباهت به فیلمهای تارکوفسکی نیست؛حرکات بسیار آهسته دوربین در نزدیک شدن یا دور شدن از سوژه،انسانهای تنها و درمانده،روابط عاطفی سرد و همان ریتم کند.فیلم در به تصویر کشیدن چنین فضایی موفق بوده منتها نکته اصلی در موضوعیست که بار اصلی درام را بر عهده دارد،یعنی حامله بودن ورا که به گفته خودش بچه متعلق به شوهرش نیست.پس از این لحظه همه چیز وامدار این اعتراف است و هر اتفاقی هم که می افتد در ارتباط با این موضوعست.اما در پایان و پس از اینکه ورا با سقط جنین جانش را از دست می دهد تماشاگر به همراه الکساندر متوجه می شوند خیانتی در کار نبوده و ورا با نوعی یأس فلسفی و یا همچنین چیزی چنین حرفی را زده! به عبارتی مخاطب سرکار بوده.

شاید هیچوقت چنین فیلمی ندیده بودم که این همه فرم و ساختار زیبایی داشته باشد اما فیلمنامه چنین مشکل اساسی بزرگ و عجیبی داشته باشد.در تمام این مدت بازیهای ورا و حس و حال او نشان از ندامت یا ناراحتی وجدان او داشت اما در پایان متوجه می شویم تمام این صحنه ها،سکانسها و نماها پوچ و توخالی بوده اند..

ارزشگذاری فیلم:

لینک فیلم در IMDB


نوشته ای مفصل درباره فیلم

Legend of the Guardians: The Owls of Ga'Hoole

کارگردان: زاک اشنایدر

دو بچه جغد توسط گروهی از جغدها ربوده می شوند،ربایندگان با تشکیل گروهی خاص از جغدها قصد فرمانروایی بر تمامی گونه ها را دارند..

ارزشگذاری فیلم:

Snatch

قاپ زنی (2000)

نویسنده و کارگردان : گای ریچی

چند نفر برگزار کننده مسابقات بوکس،چند نفر سیاهپوست،یک دلال اسلحه،یک مشتزن کولی و.. بر سر به دست آوردن یک الماس چهل و چند قیراطی بر سر و کله هم می زنند.

قاپ زنی را هم باید مثل شرلوک هلمز ریچی تماشا کرد یا فرقی ندارد هلمز را باید مثل قاپ زنی دید؛هر دو جذابند و از ریتم خوب و مناسبی استفاده می کنند.اکشن و شوخی در هم تنیده شده اند و هیچکدام بر دیگری ارجحیت ندارد.جلوه های تصویری بازیگوشانه و غیر معمول هم برای شاداب نگه داشتن فیلم به حد کافی وجود دارد..

اما سوال اینجاست که یک داستان شلوغ و پر از شخصیت اینچنینی چقدر در ذهن تماشاگر توان ماندگاری دارد؟،پرسشی که در مورد هلمز ریچی هم میتوان تکرار کرد..

ارزشگذاری فیلم:

لینک فیلم در IMDB

The Magdalene Sisters

خواهران مگدلن (2002)

نویسنده و کارگردان : پیتر مولان

سه دختر جوان ایرلندی به جرم روابط نامشروع به مدرسه ای مذهبی فرستاده می شوند..

از آن همان ابتدا به ارزشگذاری کاربران سایت IMDB اعتماد نداشتم،البته منظورم نیست که به تقلب در آن شک داشته باشم بلکه مساله میزانی برای سنجش ارزشهای یک فیلم است.اما مدتی بود به امتیاز METASCORE که در زیر امتیاز کاربران در IMDB برای بعضیها از فیلمها لحاظ می شود توجه می کردم و با این منطق که این ارزشگذاری برآیند ستاره های عده ای منتقد است آن را مهم و قابل توجه می دانستم اما این چندمین فیلم است که با وجود امتیازی بالا از جانب منتقدین(100/83) ،ارزشهای یک فیلم متوسط را هم ندارد.

یا منتقدین ما خیلی شریف و باسوادند(مثل جناب فراستی که به مرهم نیم ستاره و به جدایی نادر صفر ستاره از 5 ستاره ممکن می دهد) یا منتقدین آنها از جایی پول می گیرند و هوای فیلمها را دارند..

ارزشگذاری فیلم:

لینک فیلم در IMDB

9

9 (2009)

کارگردان : شان آکر

با پیشرفت دیوانه وار تکنولوژی،ماشینها علیه انسانها قیام کرده اند و دیگر انسانی بر روی زمین باقی نمانده،با این اوصاف تنها چند عروسک باقی مانده اند که هنوز می خواهند در مقابل ماشینها بایستند..

شان آکر در سال 2005 با انیمیشن کوتاه 9 نامزد جایزه اسکار شد و در ادامه به او پیشنهاد شد تا فیلم بلندی بر اساس آن بسازد.

فیلم سوژه جدید یا بکری را دستمایه قرار نداده و حتی رویکرد آن به این سوژه هم چندان خلاقانه نیست البته منهای جریان دمیدن روح پیرمرد دانشمند به کالبد عروسکهایش که در ساختار دراماتیک فیلمنامه خوب جای گرفته است.

با این وجود منهای قهرمان پردازیهای متداول اینگونه آثار ایراد چندانی هم به آن نمی توان گرفت و تا پایان مخاطب را با داستان و شخصیتهایش همراه می کند.

ارزشگذاری فیلم:

لینک فیلم در IMDB

Curse of the Golden Flower

نفرین گل طلایی (2006)

کارگردان : ژانگ ییمو

محصول هنگ کنگ و چین،114 دقیقه

امپراتور چین با همکاری پزشک قصر قصد دارند با خوراندن دارویی عقل ملکه را زایل کنند،ملکه با فهمیدن موضوع قصد دارد با به راه انداختن یک توطئه یکی از فرزندانش را جانشین امپراتور کند..

فیلم در روایت داستان،دادن اطلاعات،شخصیت پردازی و خلاصه فیلمنامه به شدت ضعف دارد.این ضعف و سهل انگاری به حدی بود که چندین مرتبه قصد داشتم فیلم رو نیمه رها کنم و دیگر نبینم.

ماجرای رابطه بین ملکه و پسر اول امپراتور در بالاترین حد ضعف و ناپختگیست.معلوم نیست این رابطه چگونه شکل گرفته؛چه کسی آغازگر این خیانت بوده در حالی که از هر دو شخصیت چهره ای مثبت ارائه شده؛اصلاً نحوه واکنشهای شاهزاده به شکلیست که انگار ابتدای شکل گیری رابطه را می بینیم و..

معلوم نیست چرا پزشک و به خصوص دخترش(که انسانهای بدی نیستند) به این راحتی دست به خوراندن سم به ملکه و دیوانه کردن او می زنند،به این اضافه کنید اوج سهل انگاری را در خبر آوردن زن پزشک برای ملکه و اینکه ناگهان ملکه بعد از سالها داغ صورت او را می بیند در حالی که منطقاً باید رابطه نزدیکی با زن پزشک داشته باشد که به او اطمینان کرده..

این چنین ضعفهایی در فیلم بسیار یافت می شود اما مساله اصلی اینجاست که کسی پشت دوربین و فیلمنامه ایستاده که یکی از فیلمهای محبوبم یعنی قهرمان را ساخته.فاصله بین ارزشهای این دو فیلم غیر قابل باور است و تنها شباهت را می توان در شور و شوق بی اندازه ییمو در استفاده از رنگ بندی های خاص خود دانست.

ارزشگذاری فیلم:

لینک فیلم در IMDB

Persepolis

پرسپولیس (2007)

داستان کمیک : مرجانه ساتراپی ، فیلمنامه : وینسنت پارونود

کارگردان : مرجانه ساتراپی، وینسنت پارونود

محصول فرانسه و آمریکا،96 دقیقه ، نامزد اسکار بهترین فیلم انیمیشن

مرجانه دختری ایرانیست که سالهای آغازین کودکی و نوجوانیش مصادف می شود با انقلاب اسلامی ایران..

مرجانه ساتراپی متولد رشت است و داستان زندگی خود را در قالب کمیک در سال 2000 و با عنوان پرسپولیس منتشر کرد،داستانی که منبع اقتباس این فیلم شد.

به طور مسلم برخورد،واکنش و قضاوت یک ایرانی با این فیلم با مخاطبین کشورهای دیگر متفاوت است؛یک تماشاگر خارجی برایش شاید اهمیت زیادی نداشته باشد آنچه که در فیلم به تصویر کشیده شده چقدر با واقعیت همخوانی دارد و اگر برایش اهمیت هم داشته باشد راهی برای سنجش درست آن ندارد؛ گذشته از این درصد بسیار کمی از مخاطبین فیلم و سینما حال و حوصله پیگیری مسائل داخلی کشوری دیگر را دارند تا فقط بخواهند آن را با فیلمی که دیده اند مقایسه کنند؛وقتی من به تماشای فیلمی راجع به سرزمینی دیگر می نشینم به مدیومی که انتخاب کرده ام اعتماد می کنم و آنچه می بینم را واقعی می پندارم.

با این وجود نمیتوان منکر شد که حداقل هفتاد درصد آنچه که در فیلم می بینیم واقعیت است و این تصویر،شباهت بسیاری با حقیقت سوژه دارد.

از مضمون که بگذریم کارگردانی و تکنیک تصویرسازی این انیمیشن را بسیار پسندیدم؛به ویژه بازی با خطوط ،سایه ها و احجام که با فضا و محتوای داستان همخوانی زیبایی داشت..

 

- اینجا دست استکبار خوب کار نکرد وگرنه به راحتی می توانست به جای انیمیشن نه چندان فوق العاده راتاتویی،اسکار را به این فیلم دشمن پسند بدهد..

ارزشگذاری فیلم:

لینک فیلم در IMDB

Se7en

هفت (1995)

نویسنده : اندرو کوین واکر ؛ کارگردان : دیوید فینچر

دو کارآگاه یکی جوان و  خام به نام دیوید میلز(برد پیت) و دیگری باتجربه و در آستانه بازنشستگی،ویلیام(مورگان فریمن)،در پرونده ای از قتلهای زنجیره ای قرار می گیرند..

فقط یک سوال دارم از دوستداران پروپا قرص این فیلم،همسر دیوید میلز(گویینت پالترو) و کودک درون طفلش به چه گناهی کشته شدند؟اگر قرار است با قاتلی که از شخصیتی خاص و استثنایی بهره می برد روبرو باشیم و تمامی قتلهایش با فلسفه و نگاهی خاص باشند چرا به انگیزه قتل همسر دیوید و جنینش اشاره نمی شود؟ آیا حسادتی که کوین اسپیسی از آن صحبت می کند کافی است یا باید این نکته را در فضای تیره و تاثیرگذار فیلم که انصافاً به یاد ماندنی از کار در آمده ندیده بگیریم..

ارزشگذاری فیلم:

لینک فیلم در IMDB

Serpico

سرپیکو (1973)

کارگردان: سیدنی لومت

داستان واقعی زندگی یک پلیس درستکار به نام سرپیکو در سیستمی که سرتاپایش را فساد در برگرفته..

سرپیکو درست در سالهای اوج درخشش آل پاچینو ساخته شده یعنی بین دو قسمت اول پدر خوانده و تاثیر پاچینو در ماندگاری این فیلم چیزی بیشتر از یک نقش آفرینی خوب است.اگر بخواهیم به دنبال سکانسی به یاد ماندنی بگردیم یا دست بر روی هر صحنه ای شاخصی که بگذاریم مهمترین جزء آن سکانس احتمالاً نحوه بازی پاپینو است.برای من یکی از این سکانسها می تواند جایی باشد که پاچینو به سیم آخر می زند و آن رشوه دهنده ایتالیایی رو داخل زندان می اندازد.نقش آفرینی پاچینو در این صحنه شاید کنترل نشده به نظر بیاید اما باید توجه کرد این سرپیکوست که به جنون نزدیک شده و کنترلی بر خشم و نفرت خود از این جامعه کثیف ندارد.

فیلم با وجود روایت یک داستان نسبتاً جذاب در بخشهایی دچار تکرار می شود و می توان سکانسهایی را از فیلم حذف کرد بدون آنکه کلیت اثر آسیبی ببیند.نکته اینجاست که جزئیات مهمی هم در بعضی سکانسها پیدا نمی شود و همان داستان فساد نیروهای پلیس و بغرنج شدن اوضاع سرپیکو را دوباره روایت می کنند.

- میدونی،نمیفهمم واسه چی داری این کار رو می کنی؟ تو چته؟ نسبت به اون رفیقات احساس مسئولیت میکنی؟ لعنت به اونا، اونا تو رو ول کردن تا همه چیز بیفته به پای تو ..


- ترتیب فیلمبرداری سکانسها تقریبا از پایان به ابتدا بود؛به این ترتیب که ابتدا صحنه هایی فیلمبرداری شد که پاچینو مو و ریش بلندی داشت و کم کم مو و ریش پاچینو کوتاه و کوتاهتر شد تا به جایی رسید که سرپیکو تازه دانشکده را تمام می کند..

ارزشگذاری فیلم:

لینک فیلم در IMDB