قیصر (1348)
نویسنده و کارگردان: مسعود کیمیایی
طی چند وقت گذشته دو بار فیلم رو دیدم.ارزشهای فیلم در زمان خودش غیر قابل انکاره و در حال حاضر هم از سینمای بدنه ایران یک سر و گردن بالاتره اما ضعفهای خاص سینمای کیمیایی در این فیلم هم قابل مشاهده. از حرفهای قلمبه سلمبه در باب رفاقت و مردانگی که بگذریم،عدم توجه به جزئیات یا شاید نبود توانایی در توجه به جزئیات،همیشه در سینمای کیمیایی برام مشهود و آزار دهنده بوده.
- قیصر..، کجایی که داداشتو کشتن..
ارزشگذاری
فیلم:
سلام. چقدر جالب. دیروز من هم قیصر را تماشا کردم و دقیقن از خودم میپرسیدم این فیلم چی داشته که این همه تعریف میشود از آن؟
وقتی سه تا مرد مردهای را جایی پرت میکنند و کسی نمیداند کی یا چه کسانی او را کشتهاندَ چطوری قیصر در جایی به داییاش میگوید «سه تا مرد داداش فرمونم رو کشتهاند ...» هوم؟!
این یکی از بزرگترین گافهای فیلمه اما عاشقان قیصر و کیمیایی توجهی به این جزئیات ندارن برای اونها شمایل قهرمانی که برخلاف آب شنا می کنه و از همه چیزش میگذره کافیه.
جدا از اون نکته معلوم نشد چطور پلیس رد قیصر رو گرفته..
جزئیات ریزتر هم هست مثلاً در صحنه های پایانی وقتی قیصر تیر میخوره پس از چند ثانیه نه چندان کوتاه چهره رییس پلیسها رو می بینیم که به مامورا میگه برین دنبالش!!
حالا اگه اون نمی گفت همه قیصر تیرخورده در حال فرار رو فقط تماشا می کردن؟!!