X
تبلیغات
رایتل
جمعه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1390

داستان سرراست (1999)

کارگردان : دیوید لینچ

آلوین استریت پیرمرد سرسختیست که پس از مطلع شدن از بیماری برادرش تصمیم می گیرد فاصله 500 مایلی تا مزرعه او را با ماشین چمن زنی و کاروانی که به آن بسته طی کند.او و برادرش ده سال است که با هم قطع ارتباط کرده اند..

دیوید لینچ با سینمای سوررئالش در دنیا شناخته می شود،او دوسال قبل از داستان سرراست،مالهالند درایو را ساخته و دو سال بعد از آن هم بزرگراه گمشده را؛یعنی داستان سرراست بین دو اثر مهم و درخشان سوررئال لینچ ساخته شده اما اگر هیچ قرابتی با آن آثار ندارد شاید علتش این باشد که لینچ در نوشتن آن دو فیلم سهیم بوده اما در این فیلم فقط کارگردانی کرده.

فیلم از ریتم کندی برخوردار است که گاه خسته کننده و ملال آور می شود.مخصوصاً نماهای بسیاری که پیرمرد همینطور برروی ماشین چمن زنی در حال حرکت است و جالب اینکه موسیقی که برروی این صحنه ها می شنویم با این که زیباست اما آنقدر تکرار می شود که ملودی اش تکراری و خسته کننده به نظر می رسد.

اما فیلم پایان زیبایی دارد،آلوین که موفق شده برادرش را ببیند بدون هیچ در آغوش گرفتنی پیش هم می نشینند و پس از چند کلمه صحبت و هنگامی که برادر آلوین متوجه اشکهای او می شود دوربین از چهره آن دو به آرامی به بالا می رود و ستاره های آسمان را در قاب می گیرد،همان ستاره هایی که دو پیرمرد هنگامی که کودک بودند بر روی بام خانه تماشایشان می کردند..

- خوب آلوین،بدترین قسمت از پیر شدن چیه؟

- بدترین قسمت از پیر شدن اینه که دوران جوونیت یادت بیاد..


داستان سرراست یا داستان استریت،کدام نام مناسبتر است؟

ارزشگذاری فیلم:

لینک فیلم در IMDB