X
تبلیغات
نماشا
رایتل
چهارشنبه 3 فروردین‌ماه سال 1390

مری و مکس (2009)

نویسنده و کارگردان : آدام الیوت

مری دختر تنهاییست که در استرالیا زندگی می کند با یک مادر همیشه مست و اخمو و یک پدر ساکت و بی توجه.او برای پیدا کردن دوست به صورت اتفاقی برای شخصی به نام مکس در آمریکا نامه می نویسد.مکس هم مرد تنهاییست که از مشکل عصبی خاصی رنج می برد..

آدام الیوت فیلمساز استرالیایی،مری و مکس را به عنوان اولین فیلم انیمیشن بلندش ساخته در حالی که تمامی آثار قبلی او انیمیش کوتاه بوده اند و برای یکی از آنها هم اسکار گرفته.(اگه پوستر اون انیمیشن کوتاه اسکار برده رو ببینید متوجه تشابه زیاد شکل و شمایل شخصیتها اون فیلم با مری و مکس می شوید)به هر حال این انیمیشن زیبا نوید یک فیلمساز خوب و خلاق رو میده و من از حالا منتظر فیلمهای بعدی این کارگردان و نویسنده هستم.

در اکثر دقایق فیلم راوی بر روی تصاویر فیلم صحبت می کند و از دیالوگ خبری نیست،این شیوه اجازه می دهد فیلمنامه نویس به راحتی از تمام حالات روحی و درونی و ذهنیات شخصیتها برای مخاطبینش صحبت کند اما یکنواخت بودن و تکراری بودن صدای راوی کم کم خسته کننده می شود.شاید می شد در صحنه های بیشتری اجازه داد شخصیتها خودشان صحبت کنند؛مثلاً می شد صدای یک پیرمرد بامزه را هنگامی که پدربزرگ رالف از پیدا شدن بچه ها در ته لیون آبجو صحبت می کرد شنید.

خلاقیت فیلمساز بزرگترین نیروی محرکه فیلم است،این خلاقیت باعث شده از شیوه های ظریف و غیرکلیشه ای با شخصیتها آشنا شویم مثلاً اینکه مری عاشق شنیدن کلمه ارل گری بود(با آن تلفظ و لحن خاص ادای ارل گری) اما گاهی راوی از چیزهایی صحبت می کند که در پایان به نظر می رسد قابل حذف شدن باشند مانند تعریف داستان پدربزرگ و دوستانش و اینکه آب سرد چه تاثیری بر سینه های پدربزرگ داشت؛البته مشخص است که تمامی این صحنه ها دارای طنز زیبا و دوست داشتنی هستند اما اینکه بودن و یا حذف یک داستانک طنز در کلیت فیلم،حتی گوشه بسیار کوچکی از شخصیت پردازی یک کاراکتر،اهمیت داشته باشد یا نه سوال مهمیست.

- مادرش بهش گفته بود که اون یک اتفاق بوده؛چطور ممکنه که یک نفر یک اتفاق باشه.

پدربزرگ رالف بهش گفته بود که بچه ها اتفاقی نیستن و توسط پدرها ته لیوان آبجو پیدا میشن..


ارزش گذاری فیلم:

لینک فیلم در IMDB