X
تبلیغات
نماشا
رایتل
سه‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1389

شهر زنان (1980)

نویسنده(مشترک) و کارگردان : فدریکو فلینی

اسناپوراز (مارچلو ماسترویانی) مردی میانسال است که در واگن قطار به زنی جذاب چشم دوخته،با پیاده شدن زن اسناپوراز هم برای لحظاتی پیاده می شود اما از قطار جا می ماند و به ناچار به دنبال زن وارد مکانی عجیب می شود..

با فیلمهایی که در پایان آن متوجه می شویم قهرمان داستان خواب بوده و رویا میدیده رابطه خوبی ندارم(مانند وکیل مدافع شیطان هر چند آنجا کیانو ریوز خواب نمی بیند اما تمامی آن اتفاقات را فقط تصور می کند..) شاید یکی از ساده انگارانه ترین ترفندها برای سروهم کردن یک داستان شلوغ و پر از گره همین باشد که بگوییم خوب قهرمان داستان خواب بوده و حالا هم که بیدار شده پس شما مخاطب محترم نگران چیزی نباشید اتفاقی نیفتاده فقط قهرمان داستان ما کمی متنبه شده.

از اینها که بگذریم باورش برایم سخت است که همان کارگردانی که فیلم جاده را ساخته اینجا از مدیوم سینما فقط برای بیان یک سری تئوریهای روانشناسانه در باب جنسیت و فمینیسم و غیره استفاده کند.ممکن است عده ای عقیده داشته باشند فلینی با بردن مخاطب به درون دنیای خیالات و افکار اسناپورزا به یک کالبدشکافی روحی آن هم از نوع جنسی دست زده و فیلم را ستایش کنند اما باید بگویم این فیلم مورد علاقه من نیست و نمونه اش آن صحنه نمادین(یا هر صفت دیگری که شما برایش انتخاب می کنید) که در آن یک جاروبرقی انسانی!! سکه را به سمت خودش می کشید به نظرم افتضاح بود..

ارزش گذاری فیلم:

لینک فیلم در IMDB