X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1389

تنها دوبار زندگی می کنیم (1386)

نویسنده و کارگردان : بهنام بهزادی

سیامک راننده مینی بوس و دانشجوی سابق رشته پزشکیست،او با دختری جوان که کوله اش را در مینی بوس جا گذاشته آشنا می شود..

نخستین فیلم سینمایی بهنام بهزادی به شدت از سوی منتقدین مورد توجه قرار گرفت و تحسین شد.داستان،شیوه روایت،فرم،شخصیتها و حتی عنوان فیلم همه و همه غیر معمول هستند.منتها در پایان چیزی که در ذهنم جا گرفت شباهت زیاد این فیلم به فیلمهای بوتیک و نفس عمیق بود(اولی بیشتر و دومی کمتر) هر دو فیلم از فیلمهای محبوب و ارزشمند دهه اخیر سینمای ایران هستند و نکات مشابه قابل تاملی در هر سه فیلم وجود دارد.شاید مهمترین آنها شخصیت آزاد،بازیگوش و رویایی دختری جوان باشد.مخصوصاً بین اتی فیلم بوتیک و دختر جوان این فیلم شباهتها بیشتر است.هر دوی آنها آشکارا با رویاپردازی ار حقیقت تلخ زندگیشان می خواهند فرار کنند.هر دوی آنها با وجود زندگی سختی که دارند همیشه لبخند بر لبانشان است.شباهتها بیشتر از آن است که بخواهم مثال بزنم،برای من هر دوی اینها یکی هستند.دختری که می خواهد شاهزاده افسانه ها(یا آوازه خوان قصه ها)باشد اما فقیرزاده ای بیش نیست.چه خوب که این دو شخصیت توسط دو بازیگر توانا و با استعداد ترسیم شدند و در یادها باقی ماندند.لبخند نگار جواهریان آنقدر شاد و شیرین است که مخاطب را نگران درون حقیقت تلخ او می کند.البته تفاوت بین این فیلمها هم کم نیست مثلاً ابهامات زندگی سیامک و روایت غیر خطی داستان(که در حقیقت داستان سیامک است) ما به ازایی در آن دو فیلم ندارد(همچنین تشخصی که مینی بوس در فیلم دارد)

- اما داستان بامزه ایه این جزیره آ..

- خوبی آدمهای غریبه اینه که مجبور نیستن به هم دروغ بگن


ارزش گذاری فیلم: