X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
شنبه 7 اسفند‌ماه سال 1389

عصر جدید (1936)

تهیه کننده،نویسنده و کارگردان : چارلز چاپلین

چاپلین در نقش یک کارگر کارخانه می خواهد در مقابل زندگی صنعتی و مدرن بایستد و به دختری زیبا و بی کس نیز کمک کند..

تلویزیون لعنتی ما از دوران کودکی تا به حال آنقدر به صورت میان پرده های نمایشی و بی اهمیت آثار چاپلین را تکه تکه کرده و نشانمان داده که دیگر میل چندانی نداریم به تماشای یک فیلم کامل از او بنشینیم،فیلمی که صدها بار قسمتهایی خاص از آن را از همان تلویزیون لعنتی دیده ایم.

چاپلین در این فیلم زنگ خطر زندگی ماشینی و صنعتی را به صدا در می آورد،نگاه چاپلین به جذابیت های زنانه به چشم پیچ و مهره ای که باید سفت کند یا غلطیدن او در میان چرخ دنده ها(انگار که او نیز بخشی از آن مکانیزم ماشینی شده) در کنار ماشینی که کارش غذا خوراندن به کارگران و به حداقل رساندن زمان نهار آنهاست همه نمونه های روشن و واضحی از مضمون فیلم هستند.

مشکلی که فیلم دارد از این شاخه به آن شاخه پریدن و گاه روایت اتفاقات طنزیست که بود و نبودشان در چارچوب اصلی فیلم تاثیر چندانی ندارد.حوادث داخل زندان یا وردستی چاپلین در کنار استادکار تعمیر ماشین مکانیکی بخشهای طنزی هستند که کارکرد کلیدی به غیر از خنداندن ندارند.

فیلم را نه می توان صامت دانست و نه ناطق؛در فیلم به جای دیالوگها میان نویس وجود دارد اما در کنار آن صدای اشیا و آواز هم به گوش می رسد.

سکانس محبوب و برگزیده من جاییست که چاپلین برای آواز وارد صحنه می شود و پس از کمی رقصیدن کاغذ ترانه اش را گم می کند،پس به پیشنهاد دختر شعری بدون معنا(ملغمه ای از فرانسوی و ایتالیایی) را با آن موسیقی معروف و کلاسیک چارلی چاپلینی می خواند..

ارزش گذاری فیلم:

لینک فیلم در IMDB