X
تبلیغات
رایتل
شنبه 7 اسفند‌ماه سال 1389

طلا و مس (1388)

نویسنده(مشترک) و کارگردان : همایون اسعدیان

سیدرضا طلبه ایست که به همراه همسر و دو فرزندش از شهرستان به تهران نقل مکان کرده اند،هدف او از این نقل مکان حضور در کلاس درس اخلاق یک روحانی خوشنام است..

فیلم آغاز زیبا و هموشمندانه ای دارد،استفاده از یک ترفند زیبا که در کنار عنوان بندی ابتدایی،می تواند اطلاعات لازم را به مخاطب بدهد تا هر چه سریعتر و بهتر داستان فیلم آغاز شود.(هوشنگ فراستی هم در آخرین شبی که در برنامه هفت حضور داشت در مورد آغاز این فیلم به خوبی صحبت کرد و در ادامه هم دست به کنکاش در روح و روان کیمیایی زد و برای همیشه-تا این تاریخ- از برنامه هفت خداحافظی کرد.)

چهارچوب اصلی فیلم خوب و محکم است؛شخصیتها به خوبی شناسانده می شوند و قابل فهم هستند،داستان و گره های موجود در زندگی شخصیتها به درستی و به موقع ایجاد می شوند و درام به خوبی جلو می رود.

حواشی این فیلم در رسانه ها بسیار بازتاب داشت و مشخص بود که به تصویر کشیدن چهره یک روحانی همیشه با حاشیه همراه است.عده ای فیلم را ستایش کردند و در مقابل عده ای آن را توهین به لباس روحانیت دانستند تا جایی که صحبت از اظهار نظر شخص اول نظام و تایید او بر فیلم هم شد.شماره قبل مجله 24 مصاحبه ای داشت با یک روحانی به نام پناهیان که انگار یک کاره ای هم هست و از منتقدان این فیلم بوده.یکی از انتقادهای ایشان به انتهای فیلم و پیام آن است که از دهان استاد درس اخلاق خارج می شود با مضمون محبت.جناب منتقد روحانی توضیح می دهند که : " در آخر فیلم می بینید فلسفه همه کارهای مثبت این آقا رضا در یک جمله استاد رحیم تئوریزه می شود که می گوید آن ولایتی که شرط قبولی اعمال است محبت به دیگران است.این یک گزاره ناصحیح است؛آن ولایتی که شرط قبولی اعمال است ولایت ائمه هدی علیهم السلام است." تو خود حدیث مفصل خوان..

ارزش گذاری فیلم: