X
تبلیغات
نماشا
رایتل
شنبه 18 دی‌ماه سال 1389

دایی جان ناپلئون(1355)

نویسنده و کارگردان : ناصر تقوایی

بر اساس داستانی از ایرج پزشکزاد

دایی جان(غلامحسین نقشینه) که یک نائب سوم بازنشسته بیش نیست مدام خودش را با اسطوره اش-ناپلئون- مقایسه می کند،او انگلیسیها را دشمن خود می داند و به قدری در این مسئله جلو می رود که کارش به جنون کشیده می شود.سعید(سعید کنگرانی)عاشق لیلی(دختر دایی جان ناپلئون) و راوی داستان است.مش قاسم(پرویز فنی زاده) نوکر باوفای دایی جان است،او که بزرگترین اتفاق زندگی اش درگیری با چند سگ بوده مدام از نبردهایش در رکاب دایی جان با انگلیسیها خاطره نقل می کند.

مسئله ای که در یک سریال می توان در حد خوب به آن پرداخت شخصیت پردازی است،این کار در سریال دایی جان در حد عالی و شاهکار صورت گرفته و نقطه قوت سریال هم همین است.گل سرسبد این شخصیت های ملموس و باورپذیر مش قاسم است،هر چه فکر می کنم اگر بخواهم به گوشه ای از ظرافت های بازیگری زنده یاد پرویز فنی زاده اشاره کنم می ترسم ارزش هنر او را پایین بیاورم.در پایان پست،مطلبی را لینک می دهم از هوشنگ گلمکانی عزیز که در این مورد نوشته است.فقط این را بگویم که من نیز مش قاسم را بهترین شخصیت سینما و تلویزیون ایران می دانم و افسوسی که بابت زود از دست دادن پرویز فنی زاده باید بخوریم.. دروغ چرا،تا قبر آ آ آ آ..

بازی پرویز صیاد نیز(که در ذهنمان همیشه صمدآقا بوده)در نقش مش اسدا.. بسیار خوب و پذیرفتنیست.از شخصیت ها و بازیها که بگذریم به مضامین سریال باید اشاره کرد.داستان سریال رامی توان گذر سعید از دوران نوجوانی به جوانی دانست.سعید که به تازگی عاشق شده از سویی با آبروریزی ها و ماجراهای طنز عشقی و جنسی در نزدیکان مواجه می شود و از سویی با تجربیات و تحلیل های عمو مش اسدا.. نگاهش روشنتر می شود.از طرف دیگر مش اسدا.. پرده از اشرافیت توخالی خانواده بر می دارد و با تعریف کردن ماجرای آن پانصد تومانی داخل سینی و القاب شش و هفت هجایی،اسرار اشرافیت پوچ و پوشالی خانواده را برای سعید(و مخاطب)برملا می کند.با این همه آنچه که در یادها و خاطره ها از تماشای این سریال باقی مانده نه سعید است و نه لیلی،مشخصه اصلی سریال توهم نسبت دادن هر قضیه ی مشکوکی به یک دشمن همیشگی و فرضیست."من می دونم این کار انگلیسیهاست"،چیزی که این روزها ما هم زیاد با آن سروکار داریم و هر مسئله ای را به دشمنی فرضی نسبت می دهیم.

نکته آخری که ته ذهن را کمی اذیت می کند(نگاه تقوایی اینطور بوده یا پزشکزاد،نمی دانم)مسئله نشان دادن خیانت های جنسی و امثال آن است که در بین شخصیتهای داستان بیداد می کند،انگار که با مسئله ای عادی و پذیرفته شده روبرو هستیم.هرچند به گفته مش قاسم در قیاس آباد آنها از این بی ناموسیها نیست..


تصویر مطلب هوشنگ گلمکانی در مجله فیلم درباره این سریال و شخصیت مش قاسم

ارزشگذاری سریال: