X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 16 آذر‌ماه سال 1389

قضیه شکل اول،شکل دوم (1358)

 * والا تقصیر بچه ی من نبود..

نویسنده و کارگردان: عباس کیارستمی

معلم کلاس در حال کشیدن تصویری با گچ بر روی تخته سیاه است که صدایی از انتهای کلاس مزاحم کار او می شود،معلم بر می گردد همه ساکت هستند تا رویش رو به تخته سیاه می کند دوباره صدای مزاحم می آید،معلم با عصبانیت دانش آموزان دو ردیف انتهایی را از کلاس بیرون می کند و می گوید اگر نگویند مقصر چه کسی بوده یک هفته از کلاس اخراجند.فیلم قطع می شود و حالا در اتاقی هستیم که همان فیلم با پروژکتور برای پدران همان دانش آموزان دو ردیف آخر پخش شده و کیارستمی از تک تک آنها می پرسد دوست دارند پسرشان در چنین موقعیتی چه کاری انجام دهد؟ بهتر است فرد خاطی را لو بدهد یا با دوستانش متحد بماند و یک هفته از کلاس محروم شود.

در ادامه قضیه جلوتر می رود و در دو شکل نمایش داده می شود؛شکل اول یکی از دانش آموزان پس از چندروز اتحاد را می شکند و با معرفی فرد خاطی به کلاس درس بر می گردد و در شکل دوم  تا پایان هفته دانش آموزان در بیرون کلاس درس می مانند و پس از آن همه به کلاس بر می گردند.در پایان هر دو شکل می بینیم فیلم برای افراد ویژه ای نمایش داده شده است و نظر آنها پرسیده می شود.

کیارستمی در اولین فیلمش بعد از انقلاب به سراغ مفاهیم خیانت و وفاداری می رود و با ارائه آن در قالب داستانی کوتاه در یک کلاس درس،اشخاص مهمی را به میز محاکمه می کشاند.نکته جالب تماشای این اشخاص مهم و اظهار نظرهای آنها پس از گذشت 30 سال است؛ آیت الله خلخالی،مسعود کیمیایی،رهبر کلیمیان،رهبر ارامنه و بسیاری دیگر (لیست کامل افراد مصاحبه شونده را اینجا ببینید)

طرحی که کیارستمی در این فیلم مستند-داستانی پیاده می کند بسیار بکر و عالیست،قصه ای اخلاقی و در مقابل آن اظهارنظر مدیران،سیاستمداران و هنرمندان و البته افراد عادی.فرم فیلم هم با موتیف های اتمام پخش فیلم از پروژکتور یا نمایش دانش آموزان در بیرون کلاس درس در لابه لای اظهارنظرها و صحبت ها، شیرین و جذاب از کار درآمده و نشان می دهد این فیلمساز چه نبوغی در پیدا کردن سوژه و بسط تصویری آن دارد.

در جستجویی که داشتم اکثر منابع از فیلم به عنوان مستند نام برده اند.اما به نظر من بیشتر فیلم های کیارستمی را نمی توان در چارچوب داستانی یا مستند محدود کرد.در همین فیلم،ماجرای داخل کلاس کاملاً داستانی است و دارای دیالوگ از پیش نوشته شده و دکوپاژ و بازی بازیگران و غیره.به همین شکل در بیشتر فیلم های کیارستمی که از آنها به عنوان داستانی یاد می شود مستند و زندگی واقعی با داستان درهم آمیخته و بعضی جاها قابل تشخیص نیست.حتی در فیلمی مانند طعم گیلاس در انتها تصاویری مستند از کیارستمی و تیم فیلمسازی می بینیم.

- - - - - - - - - - - - -

* اشاره به صحبت های پدر کارگر و ساده دل یکی از بچه ها که در حین صحبت با کیارستمی متوجه نمایشی بودن داستان فیلم نمی شود و هربار می گوید بچه ی من پسر درسخوانیست و احتمالاً تقصیر آن یکی بوده که جلوی فلانی نشسته بود.

ارزشگذاری فیلم:

لینک فیلم در IMDB