X
تبلیغات
نماشا
رایتل
شنبه 19 تیر‌ماه سال 1389

نویسندگان : کامبوزیا پرتوی،رسول صدر عاملی 

کارگردان : رسول صدر عاملی  

محصول 1386 ،زمان 90 دقیقه

عطیه زن جوانیست که به گفته پزشکان چهار ماه بیشتر زنده نمی ماند،او در حالی که اعتقاد چندانی هم ندارد به اصرار شوهرش برای زیارت به مشهد آمده اند .. 

کم کم به این نتیجه می رسم که " من ترانه 15 سال دارم " یک اتفاق خوب در کارنامه صدر عاملی بوده و باقی فیلمهای او در عین اینکه تلاش می کنند آبرومند و با ارزش باشند به نتیجه مطلوب و ماندگاری نمی رسند.به طور مشخص می توان گفت بعد از "من ترانه.. " فیلم با تشخص و متمایزی به کارنامه صدرعاملی اضافه نشده. 

به نظر من ایراد اصلی فیلم در نحوه دادن اطلاعات و معانی به مخاطب است. 

با چه منطقی می توان تصور کرد که زن و شوهر جوان که چند وقت است از بیماری زن مطلع شده اند و به خودمرد،او چند وقت تلاش کرده تا زن را متقاعد کند برای زیارت به مشهد بیایند،تهران به آن بزرگی با تمامی امکانات دارویی و پزشکی را رها کرده باشند و برای تهیه داروهای خاص  پس از رسیدن به هتل، در مشهد اقدام کنند؟ غیر از اینکه بهانه ای باشد تا پزشک داروخانه در موقعیتی غیر عادی با مرد وارد صحبت شود تا اطلاعات لازم از بیماری زن به مخاطب منتقل شود.نویسنده و کارگردان خواسته اند فیلم را با رسیدن قطار به مشهد آغاز کنند و با باز گشت زن و شوهر در قطار هم به پایان برسانند و به همین دلیل مجبور شده اند مرد را به جای تهران به داروخانه های مشهد بفرستند..!!  

در مورد معانی هم من فکر می کنم فیلمنامه با اندک بضاعت درام خود نتوانسته به منظور و مقصود از پیش مشخص تهیه کنندگان فیلم برسد و به ناچار برای القای معانی مذکور مجبور شده اند تا می توانند برای عطیه نریشن یا شاید هم بتوان گفت " مونولوگ های ذهنی " بنویسند تا تغییر و تحول فکری و روحی او برای مخاطب کاملا مفهوم باشد. 

اتفاقات فیلم هم چندان باورپذیر نیست،مثلا زن خارجی که کودکش را از صبح گم کرده در انتها در حالی که دیگر شب شده و لباسهای کودک هم عوش شده در حالی که در آغوش عطیه به خواب رفته ناگهان او را پیدا می کند و خیلی عادی انگار که  5 دقیقه پیش گمش کرده باشد در حال رفتن چند جمله ای به دخترک می گوید.. 

ارزشگذاری فیلم :