X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 16 خرداد‌ماه سال 1389

ماجرا(1960)

نویسنده و کارگردان : میکل آنجلو آنتونیونی

محصول ایتالیا و فرانسه

آنا دختر زیبا و جوانیست که قصد دارد به اتفاق بهترین دوستش کلودیا،نامزدش ساندرو و چند نفر دیگر به وسیله یک قایق تفریحی به مسافرتی کوتاه بروند.آنها برای استرحت وارد جزیره ای خالی از سکنه می شوند و پس از مشاجره ای کوتاه بین آنا و نامزدش،آنا ناپدید می شود.جستجوها برای یافتن آنا نتیجه ای ندارد و در این بین علاقه و کششی بین ساندرو و کلودیا به وجود می آید..

فیلم با شخصیت آنا شروع می شود و پس از ناپدید شدن او برای مخاطب کمی سخت است تا باور کند دیگر قرار نیست آنا را ببیند.تا اینجا اگر دقت کنیم شباهتی بین این فیلم و فیلم تحسین شده " درباره الی" وجود دارد.قبل از اینکه "ماجرا" را ببینم راجع به اینکه فرهادی فیلمنامه اش را از این فیلم الهام گرفته شنیده بودم اما به نظرم چنین شباهتی اتفاقی است و روند کلی این دو فیلم اصلا با هم قابل مقایسه نیست.در فیلم فرهادی با وجود ناپدید شدن الی و با وجود اینکه کسی نمی داند واقعا الی که بوده،سایه الی بر روی فیلم تا آخر آن سنگینی می کند و به راستی "درباره الی" ، درباره الی است نه کس دیگر.اما اینجا در فیلم آنتونیونی روابط سطحی تر از انتظاریست که از این کارگردان بزرگ سینما داریم.پس از ناپدید شدن آنا به طرز عجیبی بلافاصله گرایش ساندرو به کلودیا را می بینیم و باقی فیلم فقط مجالی است برای ابراز تمایل ساندرو به کلودیا تا بلاخره کلودیا او را به عنوان معشوق می پذیرد و ناگهان دوباره ساندرو به معشوقه جدیدش هم خیانت میکند و در پایان به شکل عجیبی مورد بخشش کلودیا قرار می گیرد. 

از معدود نکات مثبت فیلم که نظرم را جلب کرد یکی صحنه ای بود که کلودیا و ساندرو در بین طنابهای ناقوس کلیسا قرار گرفته بودند و دیگری قاب پایان فیلم که ساندرو بر روی نیمکت نشسته و کلودیا دستش را بر روی سر او می کشد.(تصویر بالا)توجه کنید به قاب زیبایی که انتخای شده،نیمی از قاب را دیوار سختی پوشانده و نیمه دیگر رو به طبیعت کوهستان است.در پایین تصویر هم هر دوی آنها به وسیله نرده های جلوی نیمکت محصور شده اند.(عکس به وسیله نرم افزار، capture شده است)

ارزش گذاری فیلم:

لینک فیلم در IMDB