X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه 21 اسفند‌ماه سال 1388

زن بی سر (محصول آرژانتین 2008)

نویسنده و کارگردان: لوکرسیا مارتل

داستان زنی میانسال از خانواده ای مرفه است(زنی بلوند با لبخند دائمی که نسبت به سایر اعضای فامیل زیباتر است و همه یکجوری دوستش دارند). هنگام رانندگی وقتی حواسش به روبرو نیست، ناگهان چیزی را زیر میگیرد. نمیداند چیزی که زیر گرفته سگ بود یا یک پسربچه؟ بعد از چند دقیقه ترجیح میدهد راهش را ادامه دهد و قضیه را فراموش کند.فیلم روایتگر سرگردانی و از هم پاشیدگی شخصیت ورونیکا (همان زن بلوند میانسال) است پس از این تصمیم....

درآوردن فیلمی چنین بدیع و خلاقانه از آن داستان تکراری، باورنکردنی است. بعد از تماشای فیلم نوشته ی مجید اسلامی را خواندم. آقای اسلامی در دو پست به خوبی به زیبایی های بصری و فیلمبرداری هنرمندانه ای که مهمترین نقطه ی قوت فیلم است اشاره کرده. آن مطالب را میتوانید اینجا و اینجا بخوانید. سعی میکنم به ظرافت های دیگر فیلم بپردازم.

بعد از تصادف ورونیکا سعی میکند همه چیز را فراموش کند ولی همه چیز را فراموش میکند به جز تصادف! از اینجا به بعد این شخصیت تقریبا دچار نوعی سرگشتگی و گیجی است. این گیجی باعث میشود در بیشتر موقعیتهایی که کسی با ورونیکا حرف میزند، سکوت آزار دهنده و توام با پریشانی او دیالوگ ها را تبدیل به مونولوگ کند(فکر میکنم این روش برای نشان دادن از هم پاشیدگی و پریشانی شخصیت اصلی بسیار موفق بوده).

پیچ و خم های ریز فیلمنامه مدام تماشاگر را به اشتباه می اندازند و به طرز جالبی گیجی ورونیکا را به بیننده منتقل میکنند (مثلا دو بار تصور میکنید که مردی که می بینید شوهر ورونیکاست اما هر بار اشتباه میکنید تابالاخره سر و کله ی شوهر پیدا میشود). زوایا و محل قرار گرفتن دوربین در بسیاری موارد طوری انتخاب شده اند که فوکوس روی یک سوژه ی خاص نیست و قابها روی چند شخصیت یا المان به طور یکسان متمرکز شده اند تا باز هم بر گیجی تماشاگر بیافزاید، طوری که گاهی واقعا نمیدانید باید به چه چیزی توجه کنید( نمونه ی چنین قابهایی را در فیلم زنگ تفریح هم میتوان دید. آنجا هم این قابها کارکردی مشابه داشتند).

نکته ی جالب دیگر این بود که تماشاگر در طول فیلم منتظر است تا بالاخره کارگردان سرنخی رو کند که معلوم شود آن چیزی که زیر گرفته شد سگ بود یا پسر بچه؟ اما مارتل تمام تلاشش را میکند تا در این مورد اطلاعاتی داده نشود وهنر کارگردان در به تصویر کشیدن بازخورد تصوری از واقعیت است که در ذهن شخصیت ها نقش بسته، نه روایت واقعیت.

ارزشگذاری: