X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
پنج‌شنبه 6 اسفند‌ماه سال 1388

پستچی سه بار در نمی زند(1387)

نویسنده و کارگردان : حسن فتحی

کاش اصلا پستچی در نمیزد تا مجبور نبودیم چنین فیلم آشفته ای رو ببینیم.

محوریت فیلم بر روی عمارتیست قدیمی و سه طبقه که شخصیتهای مختلف در زمانهای مختلف در آن حوادثی رو رقم میزنن.

طبقه اول،زمان معاصر: یه پسر جوان(فروتن)دختری رو گروگان گرفته تا از پدر دختر انتقام بگیرد.

طبقه دوم،احتمالا دهه پنجاه: مردی جاهل مسلک(امیر جعفری) زن صیغه ای خود را (پانتا بهرام)به عمارت خالی از سکنه آورده.

طبقه سوم،ابتدای حکومت رضاخان: شاهزاده قاجار(علی نصیریان) که با زن و کنیزش و کودک کنیز زندگی میکند در فکر سفر به فرنگ است و همسر و کنیزش در فکر توطئه ای علیه او هستند.

فیلم مدام در بین طبقات این عمارت در رفت و آمد است و در اوایل تماشاگر را گیج و سر در گم میکند،اما زمانی که تماشاگر به این شیوه فیلم تازه عادت کرده شاهد صحنه هایی هستیم که ساکنین هر طبقه متوجه سروصداهای افراد طبقات دیگر میشوند و در این میان کودک که تاکید ویژه ای بر روی او میشود به طبقات مختلف هم سر میزند.

خلاصه در این آشفته بازار رفت و آمد بین طبقات و کم کم درگیری بین ساکنین آنها که در ابتدای امر با ترساندن دختر و پسر جوان فیلم تمایل به ژانر وحشت!! هم نشان میدهد،در اواخر فیلم ناگهان!! دختر متوجه همه چیز میشود که بله : این اتفاقات به خاطر هم زمانی چند زمان مختلف است!!!! و در ادامه کمی جلوتر باز ناگهان بیشتر میفهمد و برای تماشاگر توضیح میدهد که کودک زمان رضاشاه همان جاهل دهه پنجاه و ناپدری خود اوست که پسر میخواست از او انتقام بگیرد..

- از نکات خنده دار فیلم(حتی اگر با هیچ چیز آن مشکل نداشته باشیم)جاییست که ناگهان طناب داری از سقف آویزان میشود و فروتن را حلق آویز میکند و کمی بعد که نجات پیدا کرد ناگهان یکی از اون گوی های بزرگ تیغ دار(که تو فیلمهای شائولین پیدا میشه و به طنابی وصله)کله فروتن رو نشانه میگیره و دوباره با جیغ دختر جاخالی میده!! و تمام اینها مربوط به فصلیست که باید بترسیم.

- از نکات ضعف فیلم دیالوگ های پینگ پونگی اونه که شخصیت ها بدون تامل و با سرعت تمام به طرف هم شلیک میکنن.دیالوگ هایی که کلی حسن فتحی فکر کرده و اون ها رو نوشته  و پر از کنایات و تمثیلات و صنایع ادبی میباشد و باید کلی فکر کنی چی گفتن مخصوصا امیر جعفری و علی نصیریان و رویا تیموریان برای اون ها خیلی زحمت کشیدن تا حفظ کنن..انصافا علی نصیریان خوب نقشش رو بازی کرده اما وقتی میخواد بمیره به نظر من ضعیفترین بازی عمرش رو به نمایش میذاره.

تنها ستاره ای که فیلم در ارزشگذاری به نظر من میتونه کسب کنه به خاطر دایره زدن بهرام و رقص جاهلی امیر جعفری و رقص با شمشیر علی نصیریان است.

ارزشگذاری :