X
تبلیغات
نماشا
رایتل
دوشنبه 26 بهمن‌ماه سال 1388

لیلا(۱۳۷۵)

نویسنده و کارگردان : داریوش مهرجویی

لیلا و رضا عاشقانه یکدیگر را دوست دارند اما بچه دار نمی شوند در این میان مادر رضا اصرار زیادی برای نوه دار شدن دارد تا نسل آنها باقی بماند و به لیلا (که ایراد از اوست) فشار می آورد تا رضایت دهد رضا دوباره زن بگیرد..

داریوش مهرجویی علاقه زیادی به اقتباس در فیلمهایش دارد و این فیلم هم برگرفته از یک داستان است ،علاقه دیگر مهرجویی نامگذاری فیلم از روی یکی از شخصیت هاست مانند : سارا،پری،هامون،لیلا و..

مهرجویی در این فیلم شخصیت اصلی یعنی لیلا را به عنوان راوی در نظر گرفته و همه چیز به صورت کلاسیک پیش می رود به غیر از دو سه مورد که شخصیتها چند جمله با دوربین صحبت میکنند که برای تماشاگر تعجب آور است و فکر نکنم مشابه آن در فیلمهای دیگر مهرجویی وجود داشته باشد اما خوب اجرای آنها بد نیست و لطمه ای به فیلم نزده و در نوع خودش به فضای تیره و غمبار فیلم طراوت میبخشد(البته اینها خیلی کوتاه هستند و جمعا شاید نیم دقیقه بیشتر نشوند)

از نکات مشابه کارگردانی و تدوین فیلم میشه به فید اوت های رنگی فیلم اشاره کرد که یادآور فیلم پری هستند.

در مجموع مهرجویی به خوبی از عهده به تصویر در آوردن داستان در اومده و فیلم هم برای مخاطب عام و هم خاص دارای جذابیت کافی است.

یه نکته ریز که بی توجهی بهش شده جاییه که لیلا و رضا تصمیم میگیرن فیلم تماشا کنن و در حالی که به تماشای فیلم نشستن(دکتر ژیواگو) و تمام چراغها خاموشه و فقط صورت اونها به خاط نور تلویزیون روشنه اما خوب این نورپردازی کاملا غیر واقعیه در حالی که نور روی صورت اونها کاملا ثابته و هرکسی میدونه که نور تلویزیون وقتی بر چهره کسی یا دیوار میفته چه حالتی داره(اگه دوباره اون صحنه رو تماشا کنید حتما با من موافق خواهید بود)به هر حال یه کارگردان خوب کسیه که به تمام این جزئیات به دقت توجه کنه هرچند وظیفه فیلمبردار یا نورپردازش باشه.

ارزشگذاری فیلم :