X
تبلیغات
نماشا
رایتل
شنبه 3 بهمن‌ماه سال 1388

باغ های کندلوس

نویسنده و کارگردان : ایرج کریمی

ایرج کریمی از سالها پیش منتقد سینمایی بوده و شخصا نوشته هاش رو در مجله فیلم خیلی دوست داشتم به طوری که وقتی اولین فیلم بلندش "از کنار هم میگذریم" رو ساخت یه دلهره داشتم از تماشای فیلمش که نکنه یه منقد خوب و نویسنده ی با سواد یه فیلم ضعیف  ساخته باشه.

در حالی که اولین ساخته کریمی اثری آبرومند و خوش ساخت در اومد.منتها سینمای مورد علاقه کریمی سینمایی شاعرانه است . به قول خودمون خیلی هنریه.به طوری که بر خلاف فیلمهایی که هر دو وجه هنر و عوامل جذابیت فیلم رو در نظر داشته باشن،فیلمهای کریمی به نظر من کمترین نگاه رو به گیشه ندارن.

فیلم باغ های کندلوس هم فیلم بسیار خوبیه به شرط اینکه از حوصله بالایی برخوردار باشیم .به  نظرم  آغاز فیلم و اینکه این سه  نفر چه کسانی هستن و چی میخوان ،حتی فرم و بیان فیلم کمی گنگ و نامفهومه(یا اون تصادف ابتدا که با یه کات میبینیم همه سالم هستن) اما کم کم همه چی مرتب میشه.

فیلم در مکان و زمان روایت مدام پس و پیش میشه و حتی میشه صحنه هایی رو به رویا نسبت داد بدون اینکه اشاره مستقیمی به رویا بودن اونها وجود داشته باشه.

درباره سکانس پایانی فیلم و اون حرکات موزون کاوه و آبان و دکوپاژ محشر و حرکات دوربین و موسیقی همراهی کننده هم فقط میشه  گفت شاهکاره.

ارزشگذاری فیلم :


اینجا متن مصاحبه  ایرج کریمی  با روزنامه قدس رو از سایت این روزنامه که مربوط به زمان  پخش فیلمه گذاشتم :(مصاحبه کننده سید حبیب قاآنی)

-آقای کریمی آیا دلیل کم کاری شما در سینما به خاطر نگاه خاصی است که به این مقوله دارید یا شرایط کاری سینمای ایران به شما اجازه نمی دهد؟

-شرایط واقعاً به من اجازه کار نمی دهد... پس از نمایش "باغهای کندلوس" در جشنواره فیلم فجر، بلافاصله اقدامهای اولیه برای شروع فیلم جدیدم را آغاز کردم، ولی متأسفانه نشد! من فکر می کردم پس از تجربه "باغ های کندلوس" که هم برای من و هم برای فارابی از لحاظ محتوا و ساخت فیلم کم هزینه و خوشایندی بود، منتظر هموارتر شدن همکاریها باشم، ولی متأسفانه در کشور ما همیشه باید از نقطه صفر شروع کنیم! من در این فاصله سناریویی ارایه دادم و بعد از گذشت یک سال فارابی تشخیص داد سناریو معناگراست و آن را به شورای معناگرا ارایه داد و خلاصه اینکه بعد از هشت یا نه ماه بلاتکلیفی، در نهایت اتفاقی نیفتاد و وامی هم که قصد داشتند ارایه کنند یک وام عادی بود که برای هر فیلمی درنظر می گرفتند که طبیعتاً تهیه کننده من هم با آن وام ناچیز نمی توانست کار را شروع کند.
پس از آن، سناریو را به یک تهیه کننده بخش خصوصی دادم و ایشان هم به سهم خود مدت شش ماه ما را بلاتکلیف گذاشت و عملاً به دلیل مشکلات مالی که بر سر تولید فیلم دیگری برایش پیش آمد، اعلام کرد که آمادگی تهیه فیلمنامه را ندارد!

-تکلیف فیلمنامه چه شد؟
-فیلمنامه در اختیار خودم است، چرا که با هیچ جا قراردادی برای آن نبستم، ولی منظورم از گفتن این مسایل این است که در این مدت از پا ننشستم و مشتاق بودم واقعاً کاری انجام بدهم، ولی عملاً نشد! فکر می کنم بی دلیل نیست که تعداد زیادی از فیلمسازان سینما رو به تلویزیون آورده اند.

-پیش از نوروز، اخباری در خصوص نمایش فیلم از شبکه دوم مطرح بود. شما آن را شنیدید؟
-بله! من پس از شنیدن خبر، با واحد بازرگانی فارابی وارد صحبت شدم و از سوی تلویزیون هم با من تماس گرفتند که برای انجام جلسه ای جهت بحث و بررسی پیرامون فیلم به آن جا بروم، چون قرار است فیلم از تلویزیون نمایش داده شود که من از شنیدن آن یکه خوردم! به هرحال، حق پخش تلویزیونی این فیلم مربوط به بنیاد سینمایی فارابی است و طبق قراردادی که با تهیه کننده فیلم- شجاع نوری- داشتم، ایشان ملزم بود ظرف شش ماه الی یک سال فیلم را اکران کند که این اقدام انجام نپذیرفت و بنیاد سینمایی فارابی هم عنوان کرد که نمی تواند صبر کند، چرا که شاید تا 20سال دیگر تهیه کننده فیلم را اکران نکند! به هرحال، صحبتهایی شد و زمان کوتاهی در اختیارمان قرار گرفت تا تلاش جدی تری برای اکران فیلم صورت بگیرد که خوشبختانه نتیجه داد و فیلم به نمایش عمومی رسید.

-آیا آنچه امروز در نمایش عمومی فیلم "باغهای کندلوس" دیده می شود، همان "باغهای کندلوس" نمایش داده شده در جشنواره فجر است؟
-متأسفانه نه! و از همه بدتر آنکه متأسفانه من در نمایش عمومی فیلم با این مسأله روبرو شدم! من از ارشاد به خاطر این ممیزی گله مند هستم، چون ما در زمان نمایش جشنواره ای فیلم با آنها به توافق رسیده بودیم و ممیزی را که به شخصه در فیلم اعمال کردم، به حدی بود که هم نظر ارشاد را تأمین کرد و هم به فیلم لطمه زیادی نخورد، ولی ممیزی که در حال حاضر در فیلم اتفاق افتاده باعث پرش آن گردیده است، اما گله بیشتر من از شخص تهیه کننده فیلم است که بنده را به عنوان مالک معنوی اثر و همین طور به عنوان شریک (به همراه محمدرضا فروتن) اصلاً در جریان این مسأله قرار نداده بود تا همگی تلاش کنیم پرشهای فیلم را تا حد امکان کمتر کنیم. دراین خصوص، من رویه صداوسیما را می پسندم که هر نوع ممیزی را با کارگردان درمیان می گذارد.

-شما در بین صحبتهایتان به مسأله سینمای معناگرا یا سینمای خاص اشاره کردید. درخصوص نیاز و جایگاه سینمایی، با این تعریف نظرتان چیست؟
-این بحثی بسیار گسترده است، ولی به نظرم "سینمای خاص" دیگر تبدیل به نامی مثل "بیماریهای خاص" شده! سینمای خاص یک چیز بی معناست و معتقدم این اصطلاح را کسانی که انحصار تولید و پخش فیلم را سالها در دست داشته اند، به راه انداخته اند تا این فیلمها را ضعیف و رنجور و بی بهره از حمایت مردمی جلوه بدهند تا همچنان انحصار را نزد خودشان نگه دارند که من با چنین عملکردی موافق نیستم و پیشنهاد می کنم اسم "سینمای نوگرا" را بر روی این فیلمها بگذاریم. در مورد سینمای معناگرا به هرحال هر سازمانی برای خود یکسری تقسیم بندیهایی دارد که در بهترین صورت می تواند مثل نوعی تقسیم کار باشد.
واقعیت این است زمانی که من سناریو می نویسم دیگر تعیین نمی کنم این سناریو قرار است معناگرا باشد یا... بلکه سازمان آن را تعیین می کند وگرنه برای من که اثرم را ارایه داده ام، این مسأله تفاوتی نمی کند و بیشتر توقع حمایت و یارانه دولتی را دارم.

اما دراین بین گروهی معتقدند سینمای معناگرا بیشتر جنبه تشریفاتی دارد و بسیاری از کارگردانان و تهیه کنندگان چندان تمایلی به قرار گرفتن فیلمشان در این بخش ندارند؟

-نخیر اتفاقاً من شنیده ام حمایتهای ویژه ای از بخش معناگرا صورت می گیرد وط بیعتاً هر تهیه کننده و کارگردانی برای بهره مندی از این حمایتهای ویژه خوشحال می شود فیلمش در این دسته قرار بگیرد.


-پس چرا "باغهای کندلوس" را به این بخش ندادید؟
-زمانی که "باغهای کندلوس" را به بخش فرهنگی فارابی ارایه دادم، هنوز بخش سینمای معناگرا تأسیس نشده بود و در واقع سینمای "هنر/ تجربه" بود و وقتی به آنجا ارجاع شد، رئیس آن تهیه کننده همین فیلم "باغهای کندلوس" بود.

-شما تا به امروز سه فیلم کارگردانی کرده اید. آیا این سه فیلم در یک خط قرار دارند یا هرکدام فیلم مستقلی هستند؟
-تشخیص این قضیه برعهده خود من نیست! این کار را دیگرانی که فیلم را می بینند باید عنوان کنند. به هرحال، این سه فیلم از یک جنس سینما هستند و من تلاشم برای پیدا کردن یک بیان و پرداخت نو در عرصه سینماست.

"-
باغهای کندلوس" قصه های مختلفی در خود دارد. نمی شد هرکدام از این داستانها به صورت مستقل تبدیل به فیلم شوند؟
-نخیر! ببینید وقتی شما یک رمان(حتی مدرنش را) می خوانید، شاهد مجموعه ای از خرده داستانها در آن هستید؛ اما متأسفانه در ایران و بخصوص از آنجا که تلویزیون دقیقه ای پول می دهد، دوستان فیلمساز داستانی را که ظرفیت یک فیلم کوتاه را دارند، به یک سریال 26قسمتی تبدیل می کنند! در چنین فضایی ممکن است کاری که من می کنم عجیب و غریب به نظر برسد. بعضی ها حتی معتقدند من دارم قصه ها را حیف می کنم، چون فکر می کنند مثلاً می شد از دل فیلم "از کنار هم می گذریم" دو تا سه سریال درآورد و پول بیشتری به جیب زد! درحالی که من چنین اعتقادی ندارم و در فیلم "باغهای کندلوس" عشق آبان و کاوه باید به همین شکل نشان داده می شد تا حسرت آن سه مرد که به مرز سرگشتگی در زندگی شان رسیده اند، معنا پیدا کند و برای تماشاگر ملموس شود.